تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/09/25
شماره 1175 - تاریخ 1397/09/25
آخرین اخبار
دیوار کوتاه«پرستاری»در فصل بودجه/فقط برای پرستاران پول نیست
تضعیف جراحی عمومی به نفع سلامت و درمان کشور نیست
مشکلات صادرات داروی ایرانی
درمان سوختگی در ایران سنتی است/ ۲۸ هزار دلار هزینه یک سوخته
ویلهلم گنازینو نویسنده سرشناس آلمانی درگذشت
محسن سلیمانی رئیس باغ موزه قصر شد
جشنواره پیوند یلدا و کریسمس در کاخ سعدآباد برگزار می شود
از اقتصاد جاذبه های نمکی سمنان تا تصاویری از یک دریاچه اسرارآمیز
شهرام ناظری در قونیه کنسرت رایگان برگزار کرد
سالار عقیلی در تهران کنسرت می‌دهد/ اجرای آثار خاطره‌انگیز
حسین محب‌اهری در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد
تاریخ حراج موزه «دورهمی» هنوز مشخص نیست/ بلاتکلیفی وعده رسانه‌ای
پرداخت وجه سوخت با تبديل "نوين کارت" بانک اقتصادنوين به کارت سوخت
اجرای موفقیت آمیز دومین رزمایش سایبری در بانک دی
انیمیشن «گل و زنبور» تولید می‌شود/ ایده‌ای برای تعامل با جهان
نرخ تامین مالی تولید بالاست
خبرهایی از یک پروژه ترسناک/ آزمایش مخوف روسی فیلم می‌شود
سریال سعید نعمت‌الله به شبکه ۳ رسید/ انتخابِ مجموعه رمضان ۹۸
اولین تجربه کارگردانی پس از 17 سال/ در سالن‌های دولتی رابطه حکمفرماست
جعبه ابزار بورس تهران کامل می شود
پشت دیوار کاخ چه خبر است؟
قاچاق کتاب بیش از سرقت بانک سود دارد!
بیش از 70 درصد هزینه‌های مالی تاپیکو در یک سال گذشته کاهش یافته است
«سارق روح» تروریستی می‌شود
چه کسانی بر تبلیغات تلویزیون نظارت می‌کنند؟
برای فارغ‌التحصیلان موسیقی نه کاری است و نه ضبطی!
جذاب‌ترین اکتشاف‌های باستان‌شناسی سال ۲۰۱۸
تسویه جوایز تور "میلاد دو نور" لنگ ۷ میلیون تومان!
مهاجم نیجریه‌ای از استقلال جدا شد/ گرو: می‌خواهم کنار خانواده‌ام باشم
کارنامه سپیدورد در نیم‌فصل اول از زبان پدر فوتبال گیلان
مهدی مهدوی‌کیا در تمرین پرسپولیس حضور یافت
پاسخ وزارت ورزش به تنیس برای برگزاری انتخابات: منتظر باشید
آخرین وضعیت فرشاد احمدزاده در لهستان از نظر سرمربی تیم
تحویل ٨٠ باب منزل مسکونی ساخته شده توسط خیرین بانک صادرات ایران در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه
ریزش مرگبار معدن در چین
محبوبیت آتی سبد سهام در میان ابزارهای مشتقه
تصویب یک فوریت طرح "اوراق مشارکت 30 هزار میلیاردی" در شورای شهر تهران
اجرای طرح سیستم حمل و نقل بدون کربن در برنامه شهردار لندن
اعلام جنگ علیه پلاستیک‌های شناور در اقیانوس‌ها
هیپوکندریا یا توهم بیماری چیست؟
سومین کنگره بین‌المللی تغذیه ایران برگزار می‌شود
شرط تولید تحت لیسانس مکمل‌های تغذیه‌ای در ایران
تاثیر«مشق شب» بر یادگیری دانش‌آموز و ایراد موسسات کنکور
کمک‌های دولتی به استقلال سمن‌ها خدشه وارد می‌کند؟
گرسنگی پنهان، مشکلی شایع در گیاه‌خواران
اجرای طرح شهردار مدرسه در همه مدارس تهران
برنامه وزارت بهداشت برای کنترل بیماری آسم
آرزوی چندین ساله یک منطقه شکار ممنوع در تهران
حمایت وزارت بهداشت از تولیدکنندگان دارو و تجهیزات پزشکی
طلب 12 هزار میلیارد تومانی پیمانکاران از شهرداری تهران
کد خبر: 174573 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۸ - 12:35
سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

12 ساله بودم و با هم سن و سال هایم مشغول عروسک بازی های دخترانه بودیم. آن روزها برای من که در ابتدای نوجوانی بودم بسیار زیبا می گذشت.

نوآوران آنلاین-تا این که زمزمه هایی از ازدواج من به گوش می رسید. در دورهمی های دخترانه و میان عروسک بازی ها از دختر عموهایم شنیدم که قرار است، عروس شوم. لباس عروسی برایم لباس سفید زیبا مانند قصه ها بود. اما عروس های ایل ما، لباس محلی به تن می کردند.

برخی طلا و جواهر داشتند و برخی هم نه. متوجه شدم، پدرم به پسری به نام افشین قول ازدواج با من را داده بود. افشین از زاهدان به خاش آمد و من را خواستگاری کرد اما من هنوز او را ندیده بودم و نمی شناختم. چند ماهی گذشت و من هم فراموش کرده بودم که قرار است عروس شوم تا این که افشین به همراه خانواده اش آمد و قرار شد، صیغه عقد میان ما جاری شود و من را با خود ببرند.

آن روزها، سخت ترین روزهای زندگی ام بود. جدایی از خانواده و زندگی با افرادی که نمی شناختم آن هم در 12 سالگی کابوس بود اما این اتفاق افتاد و من به اجبار با مردی که برایم غریبه بود، راهی زاهدان شدم. در خانه پدر افشین که در یکی از محلات فقیر نشین زاهدان بود، اتاقی به ما دادند و زندگی ما آغاز شد.

از همان روزهای اول باید بسیاری از کارهای خانه را انجام می دادم و شب از شدت خستگی در گوشه ای از اتاق به خواب می رفتم. اوایل افشین هر شب به خانه می آمد. من هم به او عادت کرده بودم و منتظرش بودم اما کم کم غیبت های طولانی شروع شد، گاهی چند هفته و چند ماه به خانه نمی آمد من عروس خانواده افشین شده بودم تا این که فهمیدم همسر دیگری اختیار کرده است و برای قاچاق سوخت با یکی از دوستانش به یکی از شهرهای مرزی استان می رود و سرانجام دستگیر شد.

15 ساله بودم و پدر شوهرم دایم من را اجاق کور خطاب می کرد زیرا هنوز بچه ای نداشتم. پدرم وقتی شنید افشین دستگیر شده و زن دیگری گرفته است به سراغم آمد و دوباره به ایل بازگشتم.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.