تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/12/01
شماره 1220 - تاریخ 1397/12/01
آخرین اخبار
امکان دریافت موجودی کارت های ملی و آینده در آپ فراهم شد
تقدیر رییس ستاد اجرایی فرمان امام از بانک پارسیان در پشتیبانی مالی برتر طرح های اشتغال زای برکت
رئیس کل بیمه مرکزی:دقت و حساسیت در قراردادهای بزرگ بیمه ای یک ضرورت است
کسب «جایزه سال تحول دیجیتال ایران» توسط فناپ
منکر بزرگ، دروغ گفتن برخی مسؤولان به مردم است
استیضاح رئیس جمهوری به مصلحت کشور نیست
همه نسبت به بیانیه رهبر انقلاب برای گام دوم انقلاب احساس مسؤولیت کنند
پارسایی: بازار خودرو ساماندهی نشود وزیر صنعت استیضاح می‌شود
دادستان تهران: برای تحکیم نهاد خانواده خلاء قانونی نداریم
صعود پالادیوم به ۱۵۰۰ دلار/ طلا رکورد جدید زد
فروش غیرقانونی فناوری هسته‌ای به ریاض، ریاکاری واشنگتن را برملا کرد
یقیناً قیمت خودرو پایین می‌آید
زمینه‌چینی کنگره برای تحریم‌های جدید ضدایرانی
زندگی ایده‌آل نمی‌خواهیم، معیشت کارگران را حفظ کنید
دولت نمی‌خواهد با نرخ دلار بازی سیاسی کند
علت نوسان اخیر دلار چیست؟
هیچ کدام از متقاضیان واردات گوشت با هم فرقی ندارند
مجوز واردات هواپیما صادر شد
اختصاص یک هزار و ۸۹۲ میلیارد تومان برای بیمه قالی‌بافان در سال ۹۸
از توییت وزیر ارشاد برای موسیقی تا آرزوی سلامتی برای شجریان
آغاز داوری بخش دانشجویی جشنواره‌ی پویانمایی تهران از فردا
چند کتاب تازه منتشر شد
«بدون تماشاگر» تا 7 اسفند ماه تمدید شد
رونمایی از کتاب فرهاد فخرالدینی همراه با اجرای ارکستر سازهای ملی ایران
ادبیات می‌تواند جامعه را نقد کند؟
آغاز سریال ۳۰۰ قسمتی میکائیل شهرستانی در رادیو
حاشیه‌ نگاری بر نهمین روز جشنواره‌ی تئاتر فجر / از تعجب تا سرگرمی
یک آمار رسمی از وضعیت مخاطبان سینما
فدراسیون عوامل «مجله‌ وزنه‌برداری» را تغییر داد؟
جویندگان طلا جمجمه‌ ۵۶۰۰ ساله کشف کردند
رونمایی از مستند پرتره منوچهر آذری با یادی از فرهنگ مهرپرور
ارکسترهای مان را با استاندارد جهانی نمی‌توانیم مقایسه کنیم
اعتراض به رجا: چرا فروش آنلاین بلیت مدام قطع می‌شود
«قصر شیرین» میرکریمی هم گزینه اکران نوروزی شد
۱۸ اثر ایرانی در حراج کریستیز دوبی
نکاتی خواندنی از آمار و هزینه‌های اسکار ۲۰۱۹
تأثیر غرب در موفقیت نویسنده‌های روس در ایران
لوریس چکناواریان: همایون خرم در تمام کنسرت‌های من شرکت می‌کرد
این سهم جهانی شدن را هم از همدان می‌گیرند!
شاگردان شاهین‌طبع به دنبال جبران شکست
شاهین طبع: می‌خواهیم با ترکیب و کیفیت متفاوتی در جام‌جهانی باشیم
تمجید سایت نیجریه‌ای از شروع خوب اوساگونا در ذوب‌آهن
باریوس از صحبت‌های سردار آزمون درباره کی‌روش پرده برداشت
واکنش سلطانی‌فر به انتخاب جانشین کی‌روش و حذف حدادی از تیم ملی بسکتبال
برانکو: در آسیا از هیچ تیمی نمی‌ترسیم/ طرفدار پنالتی چیپ نیستم!
شیوع مشکلات روانی در بین کودکان و نوجوانان انگلیسی
حفرگودال برای بُز دزدی
تغذیه کارکنان در محیط کار باید چگونه باشد؟
تجمیع خطوط پلیس 110 در تمام استان‌ها به جز دو استان
حمله یک فرد مهاجم به عابران در "مارسی"
کد خبر: 174573 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۸ - 12:35
سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

سرنوشت تلخ عروس 12 ساله زاهدان

12 ساله بودم و با هم سن و سال هایم مشغول عروسک بازی های دخترانه بودیم. آن روزها برای من که در ابتدای نوجوانی بودم بسیار زیبا می گذشت.

نوآوران آنلاین-تا این که زمزمه هایی از ازدواج من به گوش می رسید. در دورهمی های دخترانه و میان عروسک بازی ها از دختر عموهایم شنیدم که قرار است، عروس شوم. لباس عروسی برایم لباس سفید زیبا مانند قصه ها بود. اما عروس های ایل ما، لباس محلی به تن می کردند.

برخی طلا و جواهر داشتند و برخی هم نه. متوجه شدم، پدرم به پسری به نام افشین قول ازدواج با من را داده بود. افشین از زاهدان به خاش آمد و من را خواستگاری کرد اما من هنوز او را ندیده بودم و نمی شناختم. چند ماهی گذشت و من هم فراموش کرده بودم که قرار است عروس شوم تا این که افشین به همراه خانواده اش آمد و قرار شد، صیغه عقد میان ما جاری شود و من را با خود ببرند.

آن روزها، سخت ترین روزهای زندگی ام بود. جدایی از خانواده و زندگی با افرادی که نمی شناختم آن هم در 12 سالگی کابوس بود اما این اتفاق افتاد و من به اجبار با مردی که برایم غریبه بود، راهی زاهدان شدم. در خانه پدر افشین که در یکی از محلات فقیر نشین زاهدان بود، اتاقی به ما دادند و زندگی ما آغاز شد.

از همان روزهای اول باید بسیاری از کارهای خانه را انجام می دادم و شب از شدت خستگی در گوشه ای از اتاق به خواب می رفتم. اوایل افشین هر شب به خانه می آمد. من هم به او عادت کرده بودم و منتظرش بودم اما کم کم غیبت های طولانی شروع شد، گاهی چند هفته و چند ماه به خانه نمی آمد من عروس خانواده افشین شده بودم تا این که فهمیدم همسر دیگری اختیار کرده است و برای قاچاق سوخت با یکی از دوستانش به یکی از شهرهای مرزی استان می رود و سرانجام دستگیر شد.

15 ساله بودم و پدر شوهرم دایم من را اجاق کور خطاب می کرد زیرا هنوز بچه ای نداشتم. پدرم وقتی شنید افشین دستگیر شده و زن دیگری گرفته است به سراغم آمد و دوباره به ایل بازگشتم.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.