تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/09/28
شماره 1178 - تاریخ 1397/09/28
آخرین اخبار
عبور از روحانی پروژه ای شکست خورده است
افزایش حقوق و دستمزدها متناسب با جهش قیمت‌ها باشد
ابراز امیدواری ظریف نسبت به حصول توافق بر سر مسأله سوریه
دولتمردان نباید از انباشت نقدینگی غفلت می‌کردند
بودجه دولت به گوشت قربانی تبدیل شده است
رئیس‌جمهور به آنکارا سفر می‌کند
موگرینی: بدون برجام مذاکره با ایران سخت‌تر است
دنبال ریاست نرویم؛ ریاست تبعات دارد
معیار دستگاه‌های داوری قانون باشد؛ نه نگاه خودی و غیرخودی
برخی مسؤولان برای اینکه قهرمان شوند، می‌گویند دیگری دزد است
در حوزه مالکیت فکری به یک انقلاب آموزشی نیاز داریم
تجارت در تله بخشنامه‌های دردسرساز/واردکنندگان پشت در سامانه نیما
خطر بزرگ بیخ گوش صادرات گاز/ایران خارج از گود ترکیه ماند
تصمیم دیرهنگام برای تنظیم بازار میوه شب عید
افزایش سهم نفت در بودجه ۹۷/ شوک ارزی اثر جدی در رشد اقتصاد دارد
ابهام در زمان توزیع بسته حمایتی کارگران
کشف پروئین مقابله کننده با ابولا در سلول های انسانی
تسهیلات بانک‌ها کجا رفت؟
واکنش سندیکای داروهای انسانی به توزیع اعتبار ۵۰۰ میلیون یورویی
۴۱۰۰ میلیارد دیگر خرج یارانه شد
نرخ خرید دلار ارزان‌تر شد
میزان پایین تیروئید بر قدرت باروری زنان تاثیر می گذارد
بورس همچنان قرمزپوش است
واکنش دژپسند به درگیری لفظی کارمند گمرک و نماینده مجلس
کشور در حوزه تجهیزات توانبخشی دچار کمبود است
جلوگیری از اتلاف منابع مالی در عملیات نگهداشت شهر ضرورت دارد
بیشترین علت مرگ ها در کشور/مطالعه سلامت مادران و فرزندان
ورزش شبانگاهی مانع از اختلال در خواب می شود
مصرف زیاد مکمل ها عارضه دارد/ مکمل خارجی توصیه نمی شود
بودجه سلامت واقعی دیده نشود مردم آسیب می بینند
عوارض روماتیسم در کودکان/تب طولانی مدت را جدی بگیرید
تجهیزات پزشکی کشور گرفتار بحران نقدینگی
شناخت مولانا بدون دین ممکن نیست/نخواستم پاسخ «ملت عشق» را بدهم
هتل‌دار ارمنی هتل کاتوزیان هستم/ بازنشستگی فعال‌ترم کرده است
«بدون تاریخ بدون امضا» از ایران از اسکار نود و یکم جا ماند
تولیدات باکیفیت نمایشی به بودجه نیاز دارد/ همکاری با «سرباز»
«۱۰ روز با عکاسان ایران» از منظری متفاوت/ انجمن‌ها مستقل عمل کنند
کاهش بودجه جشنواره «تئاتر تجربه» از ۱۰۰ به ۱۰ میلیون تومان
۸ ساله بودم که دوبلور شدم/ در خیلی از فیلم‌ها «جیغ» زده‌ام
بهترین‌های ۲۰۱۸ از نگاه منتقدان آسوشیتدپرس/ «جنگ سرد» صدرنشین شد
آهوان جزیره هرمز در حال جان باختن‌اند/اعلامیه‌ای برای عزای عمومی
لغو اجرای یک تئاتر به دلیل مختلط بودن بازیگران
وقتی از تهیه‌کنندگان سینما کلاهبرداری می‌شود!
بهمن فرمان‌آرا: دلال پول داریم تا تهیه‌کننده درست و حسابی
نرخ هتل‌ها آزاد نشده/ «ارز» از معاملات رسمی هتل‌ها کنار گذاشته شد
آخرین وضعیت حسین محب‌اهری در بیمارستان
کودکان؛ قربانیان اصلی تبلیغات تلویزیون
تازه‌ترین جزییات از مذاکرات حج ۹۸
بولدوزر در نقش‌ جهان و تخت‌ جمشید!
تصویرهای خونین از دریچه دوربینی که به تاریخ پیوست
کد خبر: 174322 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۴ - 09:53
عشوه های محبوبه جادویم کرد!

عشوه های محبوبه جادویم کرد!

طوری دلباخته آن زن شدم که گویی مرا جادو کرده بود. به هیچ چیز جز ارتباط با آن زن فکر نمی کردم.

نوآوران آنلاین-خودم هم نمی فهمیدم که چگونه عاشق زنی شده ام که دو فرزند دارد ولی آن زمان از عقلم استفاده نمی کردم همه وجودم وسوسه های شیطانی بود. در واقع کور و کر بودم و چشم بسته کارهایی را که او از من می خواست بدون هیچ مقاومتی انجام می دادم و همواره از این می ترسیدم که «محبوبه» را از دست بدهم تا این که روزی ...
این ها بخشی از اظهارات جوان 24 ساله ای است که در پی ارتکاب جنایتی هولناک با همدستی یک زن 28 ساله در مشهد دستگیر شد.
این جوان که مهرداد نام دارد پس از پاسخ به سوالات سرهنگ سلطانیان (رئیس دایره قتل Murderعمد پلیس Police آگاهی خراسان رضوی) در حالی که بیان می کرد فقط لذت های آنی و زودگذر، سرنوشت سیاه مرا رقم زد در تشریح سرگذشت خود گفت: از دوران کودکی در حاشیه شهر مشهد زندگی می کنم و دو خواهر و دو برادر دارم. علاقه زیادی به درس و مدرسه نداشتم به همین دلیل در مقطع راهنمایی ترک تحصیل کردم و حتی نتوانستم مدرک سیکل هم بگیرم بعد از آن به شاگردی در بازار Store روی آوردم و کارم را در یک کارگاه تولیدی میز و صندلی آغاز کردم اما هیچ وقت شغل ثابتی نداشتم به خاطر این که وقتی مبلغی پول به دستم می آمد یا حقوق ماهیانه را می گرفتم از آن کار بیرون می آمدم و به خوش‌گذرانی و خرج کردن پول هایم می پرداختم. بعد از آن که پول هایم تمام می شد دوباره در جای دیگر سرکار می رفتم تا این که در سال 1392 عازم خدمت سربازی شدم و به استان خراسان جنوبی رفتم. بعد از پایان خدمت دوباره به مشهد بازگشتم و چندین ماه علاف و بیکار بودم سپس با معرفی یکی از دوستانم مدتی را در یک کارگاه تزریق پلاستیک مشغول کار شدم اما آن جا هم دوام نیاوردم تا این که به شاگردی در میوه فروشی دایی ام پرداختم و آن جا بود که با «محبوبه» آشنا شدم.
او در حالی که مانتوی کوتاه و لباس های تنگ می پوشید برای خرید میوه می آمد و با رفتار و گفتارش احساسات مرا تحت تاثیر قرار می داد. وقتی شماره تلفن‌اش را گرفتم وارد تلگرام Telegram شدم و با دیدن تصاویر زیادی که از خودش در صفحات شبکه اجتماعی گذاشته بود هر لحظه بیشتر به او علاقه مند می شدم. قبل از آن جوان مجردی بودم که دلم به کبوترانم خوش بود و در واقع با آن ها زندگی می کردم اما از روزی که این زن با لبخندهای شیطانی وارد زندگی ام شد دیگر چیزی را جز او نمی‌دیدم زمانی فهمیدم او متاهل است که دیگر چیزی جز رسیدن به او برایم اهمیت نداشت و نمی توانستم او را فراموش کنم.
ارتباط های تلگرامی و پیامکی من و «محبوبه» دیگر به ملاقات های حضوری و پنهانی کشیده شده بود و او با بیان مشکلات زندگی اش مرا در یک عذاب روحی قرار می داد من هم در این مدت آن قدر دلباخته او بودم که چشم بسته هر کاری برایش انجام می دادم به طوری که «محبوبه» کاملا نقطه ضعف مرا فهمیده بود و می دانست که من به هیچ طریقی حاضر به از دست دادن او نیستم. وقتی در برابر برخی خواسته هایش مقاومت می کردم خیلی راحت می گفت «اگر مرا نمی خواهی با فرد دیگری ازدواج می کنم!»
این حرف های او طوری مرا در تنگنا قرار می داد که ناچار می شدم همه خواسته هایش را برآورده کنم تا این که نقشه قتل همسرش را مطرح کرد و من هم تصمیم گرفتم یک بار برای همیشه کار را تمام کنم ولی حالا که مدتی از کشتن Killing همسر «محبوبه» می گذرد پشیمانم و دچار عذاب وجدان شده ام به طوری که ...

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.