تامین اجتماعی بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1398/03/29
شماره 1289 - تاریخ 1398/03/29
آخرین اخبار
نیت خیرخواهانه تان را با بانک ملی ایران عملی کنید!
رونمایی از بستر «بانکداری باز» در بانک توسعه صادرات ایران
۲ قابلیت تلویزیون‎‌های سامسونگ که شاید از نگاه‎تان دورمانده
خوزستان؛ خوزستان در منظومه شمسی ایران، خورشید است
آغاز پنجمین دوره جشنواره سپرده‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز بانک آینده
«آپ» ۱۱۲۲ ریال سود کنار گذاشت
بزرگ ترین شبکه بین‌المللی جاسوسی آمریکا در حوزه سایبری منهدم شد
دشمن می‌خواهد ملت از آینده کشور ناامید شود/ با هیچ ملتی نمی‌جنگیم
اگر افراطیون دو طرف بگذارند، فضای تفاهم ملی را ایجاد می‌کنیم
آمریکا نمی‌تواند با زبان بی‌احترامی با مردم ایران سخن بگوید
ترامپ دستور اعزام نیروی جدید به خاورمیانه را صادر کرد
مکرون: تا 8 جولای فرصت داریم تا برای حفظ توافق هسته‌ای مذاکره کنیم
وفاق خوبی بین سه قوه وجود دارد
آیت الله مکارم شیرازی:اعتماد شرط مذاکره است
برنامه‌های جدی برای حمایت از آمران معروف و گزارشگران فساد داریم
پول نداریم؛ فعلا امتیازی در کار نیست!
مشمولان مالیات سکه در سامانه مالیاتی ثبت‌نام کنند
قیمت‌ها در بازار سرمایه کاهشی ماند
مسکن اقساطی برای کارمندان دو هفته دیگر نهایی می‌شود
کارمزد خدمات الکترونیکی بانک‌ها افزایش می‌یابد
احتکاری نداریم، خودروها پس از تکمیل تحویل مشتریان می‌شود
آشفتگی بازار سیب‌زمینی و سکوت مسئولان؛ قیمت ۸۰۰۰ تومان!
باید از مردم تهران عذرخواهی کنیم
«پایان‌نامه‌ها» راستی‌آزمایی می‌شوند
بیش از گذشته به چمران‌ها و شریعتی‌ها نیاز داریم
اضطرابِ کمبود داروهای اساسی را دیگر نخواهیم داشت
نسخه نویسی الکترونیک در ۶ استان از اول تیرماه
اعلام مسیرهای جایگزین در طرح جمع‌آوری پل گیشا
ماده‌ شیمیایی ویژه پاکسازی تالاب انزلی، بی‌خطر است
آغاز عملیات پاکسازی منطقه دره فرحزاد از معتادان متجاهر
صدور ۱۲۳ مجوز کنسرت طی سه ماه در تهران/ پاپ بیشترین سهم را دارد
جان تازه موسیقایی در کالبد تبلیغات سینمایی/پیوست‌هایی که می‌مانند
افتخار می‌کنم با جمشید مشایخی سه فیلم کار کردم
شادی و غم در اکران «دوباره زندگی»
دفاع «خاکسار» از کارش در فیلم «ما همه با هم هستیم»
رمان و فیلم جدید «بازی‌های گرسنگی» در راه است
آرزوی رضا کیانیان در آستانه سالروز تولدش
به استقلال چندان امیدوار نیستم/ باید از استراماچونی حمایت کرد
تجمع هواداران پرسپولیس گسترده شد/ درگیری تیفوسی‌های خشمگین
دردسرهای پیراهن قرمز و سقوط به دسته اول/ خداحافظی با خاطره تلخ!
مسابقه مدیران در پرسپولیس/ چه کسی باید با سرمربی جدید مذاکره کند؟
خانه تکانی برانکو در الاهلی عربستان با بازیکنان خارجی
سرپوش ضعف‌های پرسپولیس کنار رفت
اولین مصاحبه برانکو بعد از جدایی از پرسپولیس/داستان ایران تمام شد
توزیع سهمیه لاستیک و روغن ده استان در پایانه بندر امام خمینی(ه)
شکست روایت افراطی تولید-محوری و گرایش به سمت استراتژی "بازار-محور" در تعاونی های روستایی ایران
ثبت بی نظیرترین سال ایرانول با رشد اکثر شاخص ها و تقسیم سود 2900 میلیارد ریالی
بانک صادرات ایران دومین دارنده تعداد کارت بانکی تراکنش‌دار در نظام بانکی است
اقدامات انقلابی «جهاد سازندگی» برای آبادانی، محرومیت زدایی و توسعه روستایی/ سهم ایران از تجارت حلال باید افزایش یابد
حذف شائبه در مزایده های غیرشفاف به کمک بورس کالا
کد خبر: 174322 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۱۴ - 09:53
عشوه های محبوبه جادویم کرد!

عشوه های محبوبه جادویم کرد!

طوری دلباخته آن زن شدم که گویی مرا جادو کرده بود. به هیچ چیز جز ارتباط با آن زن فکر نمی کردم.

نوآوران آنلاین-خودم هم نمی فهمیدم که چگونه عاشق زنی شده ام که دو فرزند دارد ولی آن زمان از عقلم استفاده نمی کردم همه وجودم وسوسه های شیطانی بود. در واقع کور و کر بودم و چشم بسته کارهایی را که او از من می خواست بدون هیچ مقاومتی انجام می دادم و همواره از این می ترسیدم که «محبوبه» را از دست بدهم تا این که روزی ...
این ها بخشی از اظهارات جوان 24 ساله ای است که در پی ارتکاب جنایتی هولناک با همدستی یک زن 28 ساله در مشهد دستگیر شد.
این جوان که مهرداد نام دارد پس از پاسخ به سوالات سرهنگ سلطانیان (رئیس دایره قتل Murderعمد پلیس Police آگاهی خراسان رضوی) در حالی که بیان می کرد فقط لذت های آنی و زودگذر، سرنوشت سیاه مرا رقم زد در تشریح سرگذشت خود گفت: از دوران کودکی در حاشیه شهر مشهد زندگی می کنم و دو خواهر و دو برادر دارم. علاقه زیادی به درس و مدرسه نداشتم به همین دلیل در مقطع راهنمایی ترک تحصیل کردم و حتی نتوانستم مدرک سیکل هم بگیرم بعد از آن به شاگردی در بازار Store روی آوردم و کارم را در یک کارگاه تولیدی میز و صندلی آغاز کردم اما هیچ وقت شغل ثابتی نداشتم به خاطر این که وقتی مبلغی پول به دستم می آمد یا حقوق ماهیانه را می گرفتم از آن کار بیرون می آمدم و به خوش‌گذرانی و خرج کردن پول هایم می پرداختم. بعد از آن که پول هایم تمام می شد دوباره در جای دیگر سرکار می رفتم تا این که در سال 1392 عازم خدمت سربازی شدم و به استان خراسان جنوبی رفتم. بعد از پایان خدمت دوباره به مشهد بازگشتم و چندین ماه علاف و بیکار بودم سپس با معرفی یکی از دوستانم مدتی را در یک کارگاه تزریق پلاستیک مشغول کار شدم اما آن جا هم دوام نیاوردم تا این که به شاگردی در میوه فروشی دایی ام پرداختم و آن جا بود که با «محبوبه» آشنا شدم.
او در حالی که مانتوی کوتاه و لباس های تنگ می پوشید برای خرید میوه می آمد و با رفتار و گفتارش احساسات مرا تحت تاثیر قرار می داد. وقتی شماره تلفن‌اش را گرفتم وارد تلگرام Telegram شدم و با دیدن تصاویر زیادی که از خودش در صفحات شبکه اجتماعی گذاشته بود هر لحظه بیشتر به او علاقه مند می شدم. قبل از آن جوان مجردی بودم که دلم به کبوترانم خوش بود و در واقع با آن ها زندگی می کردم اما از روزی که این زن با لبخندهای شیطانی وارد زندگی ام شد دیگر چیزی را جز او نمی‌دیدم زمانی فهمیدم او متاهل است که دیگر چیزی جز رسیدن به او برایم اهمیت نداشت و نمی توانستم او را فراموش کنم.
ارتباط های تلگرامی و پیامکی من و «محبوبه» دیگر به ملاقات های حضوری و پنهانی کشیده شده بود و او با بیان مشکلات زندگی اش مرا در یک عذاب روحی قرار می داد من هم در این مدت آن قدر دلباخته او بودم که چشم بسته هر کاری برایش انجام می دادم به طوری که «محبوبه» کاملا نقطه ضعف مرا فهمیده بود و می دانست که من به هیچ طریقی حاضر به از دست دادن او نیستم. وقتی در برابر برخی خواسته هایش مقاومت می کردم خیلی راحت می گفت «اگر مرا نمی خواهی با فرد دیگری ازدواج می کنم!»
این حرف های او طوری مرا در تنگنا قرار می داد که ناچار می شدم همه خواسته هایش را برآورده کنم تا این که نقشه قتل همسرش را مطرح کرد و من هم تصمیم گرفتم یک بار برای همیشه کار را تمام کنم ولی حالا که مدتی از کشتن Killing همسر «محبوبه» می گذرد پشیمانم و دچار عذاب وجدان شده ام به طوری که ...

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.