تامین اجتماعی
تامین اجتماعی بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/12/28
شماره 1239 - تاریخ 1397/12/28
آخرین اخبار
امکان دریافت کمک های نقدی برای سیل زدگان گلستان از طریق اپلیکیشن بانکی "صاپ" فراهم شد
▫️بانك ملت به يارى سيل زدگان گلستانى شتافت
‍ 🔴۱۰ فروردین همه باهم در بزرگترین خاموشی جهان مشارکت می کنیم
دستورات ویژه رئیس کمیته امداد برای امدادرسانی به مددجویان سیل‌زده/اختصاص کمک بلاعوض یک میلیون تومانی و وام ۵ میلیونی
استفاده از ظرفیت بانک ملی برای کمک رسانی به مناطق سیل زده
استقرار پایگاه کمک رسانی بانک قرض الحسنه مهر ایران در گلستان
وجوه پرداختی مودیان مالیاتی برای کمک به آسیب دیدگان حادثه سیل به حساب های تعیین شده، از درآمد مشمول مالیات عملکرد سال ۹۸ قابل کسر است.
ایرانسل مکالمه و پیامک رایگان برای سیل‌زدگان را تا جمعه تمدید کرد
تمدید مکالمه رایگان رایتل در مناطق سيل‌زده شمال کشور تا روز جمعه
رایگان شدن مکالمه و پیامک در مناطق سیل زده
🔴 ارسال اولین محموله کمک های انسان دوستانه شرکت شهروند به مناطق سیل زده استان گلستان
بسیج امکانات سازمان تامین اجتماعی در استان های شمالی برای ارایه خدمات به سیل زدگان
اعلام شماره حساب جمع آوری کمک های نقدی سیل زدگان گلستان ، مازندران و لرستان توسط بانک انصار
چک پرداخت خسارت یکی از سیل‌زدگان به نمایندگی از زیان‌دیدگان سیل اخیر تحویل شد
مدیرعامل بانک ملت: در تحقق شعار سال تمام توان خود را به کار خواهیم بست
جهانگیری: دولت مردم را در بازسازی خانه‌های خود مورد حمایت قرار خواهد داد
کدام صنف‌ها تسهیلات می‌خواهند؟
تا بازگرداندن آرامش به مردم در گلستان مستقر هستم
وام مسکن ارزان شد؛ تقاضا کم!
سد "رجایی" جلوی یک تراژدی غم‌بار انسانی را گرفت
برجام گام مهمی برای کاهش تنش‌های بین‌المللی بود/ اینستکس اولین مخالفت جدی اروپا با سیاست‌های آمریکاست
احتمال استمهال بدهی کشاورزان سیل زده
اگر نمی‌صرفد، تعطیل کنید!
فلاحت پیشه: کاسبان جدید تحریمی در راه هستند
استاندار گلستان برکنار شد
دید و بازدید نوروزی بر سلامت روان افراد تاثیر مثبت دارد
ارتفاعات چالوس برفی می‌شود
بارش شدید باران در جنوب و غرب کشور
برآورد میزان خسارت سیل مازندران تا ۱۰ روز آینده
وزیر بهداشت: هیچ بیماری عفونی در مناطق سیل‌زده گلستان نداشتیم
برزیل بدون نیمار حریف پاناما نشد
۳۵ آزادکار در اردوی تیم ملی بزرگسالان/ حسین‌خانی هم دعوت شد
راموس: فلسفه انریکه بازی زیباست
معرفی تیم‌های برتر جهان فوتبال/ بارسلونا؛ فراتر از یک باشگاه
مدال طلای بذری در کشتی زیر 23 سال آسیا/ 3 طلای دیگر در انتظار ایران
ثبت جهانی طاق‌بستان فعلا امکان‌پذیر نیست
فروش یک میلیون و ۱۵۵ هزار دلاری آثار ایرانی در حراج کریستیز
کارگردان «بر سر دو راهی»: در تلویزیون پارتی ندارم
تا اطلاع ثانوی به «یزد» نروید
فیلم‌های نوروزی تا امروز چقدر فروش داشتند؟
صعود تیم دونفره بانوان پینگ پنگ باز بزرگسال به یک چهارم نهایی مسابقات بین المللی عمان
آبی‌ها ترک عادت نکردند/ شروعی دوباره برای شفر!
فوتبال ایران در سالی که گذشت
اولین اکران «روزی روزگاری در هالیوود» تارانتینو در جشنواره کن ۲۰۱۹
«سفر و گردشگری» اقتصاد را از رکود و تحریم خارج می‌کند
اصفهان شلوغ می‌شود/ افزایش ساعت بازدید اماکن توریستی
توصیه‌های ناجا برای پیشگیری از وقوع سرقت
واریز بخشی از معوقات فرهنگیان از ۵ فروردین
شهادت دو مامور پلیس در مشهد
واکنش شدید ایران به تصمیم شخصی و خلق الساعه ترامپ در مورد جولان اشغالی
کد خبر: 171827 | تاریخ : ۱۳۹۷/۵/۱۸ - 10:23
صیغه برای یک شب !

صیغه برای یک شب !

صبح زود قبل از رفتن به مدرسه مواد مصرف می کردم و در مدرسه دور از چشم ناظم داخل سرویس بهداشتی سیگار می کشیدم تا از خماری ام کم شود چون مدام سرکلاس چرت می زدم و پیش همه می گفتم به خاطر شب نشینی و بی خوابی کسل هستم.

نوآوران آنلاین-هیچ کس از اعتیادم در مدرسه خبر نداشت تا این که روزی مدیر مدرسه حین کشیدن سیگار مچم را گرفت ...»

این ها بخشی از صحبت های لیلا دختری جوان است که در سن 15سالگی فریب خورد و در تله اهریمن گرفتار شد. دختر رنگ پریده بادندان های کدر درباره ماجرای زندگی زنگار بسته اش می گوید: از روزی که آن زن من را در دام اعتیاد گرفتار کرد یک روز خوش در زندگی ام ندیدم و همه چیزم را از دست دادم؛ از غرور و جوانی ام تا درس و مدرسه و آینده ام.
به خاطر هوس و مزه مزه کردن مواد، دوران طلایی زندگی ام را تباه کردم. دختر نوجوان گرفتار در گرداب مواد افیونی که با تعارف فردی پای بساطی نشست که زمین گیرش کرد، تعریف می کند: روزی بعد از مدرسه به خانه آمدم و قبل از این که به سراغ درسم بروم پیش زنی که با ما زندگی می کرد رفتم و دیدم در خانه مشغول مصرف مواد صنعتی بود.
او نگاهی به من کرد و گفت اگر دوست دارم می توانم چند پُک بزنم زیرا به جایی بر نمی خورد و چون جوان هستم مواد تاثیری جز خوشی بر من ندارد. نمی دانم چه شد که به تعارفش پاسخ مثبت دادم.
چون او با لذت دود مواد را می بلعید هر کسی را وسوسه می کرد. دختر بی خبر از دنیا نمی دانست که تاثیر مواد صنعتی آن چنان است که در قدم اول مثل یک کوزه پر از شهد خود را نمایان می کند اما بعد از افتادن داخل آن از شهد خبری نیست و آن چه انتظارت را می کشد اسید است و جانت را ذره ذره از درون ذوب و به جسمی بی خاصیت بدل می کند.
دختر فریب خورده ادامه می دهد: وقتی برای اولین بار مواد مصرف کردم حس خوبی به من دست داد و بعد از آن وسوسه من را رها نکرد و هر روز از هروئین او استفاده می کردم و نشئه می شدم.
پدر و مادرم هر دو کارگر بودند و صبح تا شب سر زمین های مردم کارگری می کردند و شب از خستگی خیلی زود می خوابیدند و کاری به کار من نداشتند. دختر جوان کم تجربه علاوه بر مواد سیگار هم می کشید تا به قول خودش نشئه اش چند برابر شود. او درباره مدرسه اش می گوید: وقتی در دام اعتیاد گرفتار شدم آن زن که به خاطر تنهایی به خانه مان پناه آورده بود ناپدید شد. بعد از رفتن او مجبور شدم با سرقت Stealing پول های مادرم خودم دم در خانه ساقی بروم و مواد بخرم.

بعد از مدتی آن زن به من گفت که صیغه یک مرد بشوم تا بتواند هزینه های اعتیادم را بدهد . به ناچار این کار را کردم ولی آن مرد فقط شب اول صیغه شدنم آمد و یک انگشتر طلا برایم خرید و دیگر او را ندیدم درحالی که همه عفتم را باخته بودم زندگی نکبت بارم را ادامه دادم...
صبح زود قبل از رفتن به مدرسه مواد مصرف می کردم و بعد از آن در مدرسه به دور از چشم ناظم در سرویس سیگار می کشیدم تا کمی از خماری ام کم شود چون مدام سرکلاس چرت می زدم و به همه می گفتم به خاطر شب نشینی و بی خوابی کسل هستم. هیچ کسی از اعتیادم در مدرسه خبر نداشت تا این که روزی مدیر حین کشیدن سیگار مچم را گرفت و بعد از آن بود که خانواده ام متوجه اعتیادم شدند.
بعد از این ماجرا مادرش خیلی سعی می کند او را در خانه ترک دهد اما فایده ای نداشت، گذشته از این ها وقتی می بیند حال دخترش بد می شود به خاطر احساس مادرانه اش راه غلط را بر می گزیند و پول مواد دخترش را می دهد تا بیش از آن شاهد ناله و بد حالی جگر گوشه اش نباشد. دختر رنگ به رخسار نمانده می گوید: رفته رفته اعتیادم زیاد شد و دیگر از آن دختر با نشاط خبری نبود.
به خاطر خماری لاغر و کج و معوج شده بودم به همین دلیل بعد از اتمام سال تحصیلی به ناچار ترک تحصیل کردم. در واقع عذر من را خواستند چون به یک الگوی ناهنجار برای دانش آموزان در مدرسه تبدیل شده بودم.
چند بار در خانه سعی کردم ترک کنم اما دوباره پایم می لغزید و به سوی مواد می رفتم. دختر تنها که به خاطر یک اشتباه از جاده اصلی زندگی خارج شده بود برای مدتی دل به دیار غربت می سپارد و چند صباحی در یکی از شهر های شمالی کشور روزگار می گذراند.
او تعریف می کند: دیگر خسته شده بودم چون اطرافم پر از مواد فروش بود و نمی توانستم تصمیم درست بگیرم برای همین کوله بارم را بستم و راهی دیار غربت شدم. روز اول در شهر غریب در صف نانوایی با یک پیرزن آشنا شدم و با خرید چند عدد نان برای او دلش را به دست آوردم و این سرآغاز زندگی دو نفره ما شد. پیر زن که مثل من تنها زندگی می کرد از من خواست تا زمانی که در آن شهر هستم کنار او بمانم.
در ازای کارهای خانه مزدی نمی گرفتم و از این که خرج من را می داد و یک سرپناه در اختیارم گذاشته بود راضی بودم. نزدیک به دو سال در کنار پیرزن ماندم و در این مدت به خاطر دوری از دوستانم و محله آلوده مان از بدی ها پاک شدم و کم کم خودم را پیدا کردم.
احساس می کردم دوباره همان دختر قبل از آشنا شدن با مواد شده ام و به آینده امیدوار شدم اما حیف که دلتنگی هایم دوباره کار دستم آمد و با تماس های مادرم هوای دیارمان را کردم و دوباره به محله مان بر گشتم.
با برگشتنم نزد خانواده دوباره همه چیز از نو شروع شد و بوی مواد مرا تحریک کرد و نتوانستم مقاومت کنم و به سراغ مواد رفتم.
بعد از شروع مصرف مواد به شدت از خودم و از همه خسته و بیزار شدم و خودم را دوباره در قفس دیدم. وقتی هر روز منزوی تر شدم تصمیم قطعی ام را گرفتم و از برادرم خواستم من را به کمپ بیاورد تا از قفس دود و اعتیاد رها شوم.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.