تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/11/28
شماره 1217 - تاریخ 1397/11/28
آخرین اخبار
عدم افزایش قیمت بنزین همچون بمب تورم زای شدید عمل می‌کند
درخواست مجلس از دولت برای پیگیری گرانی‌ها
حکم قطعی متهمان پرونده شرکت کلاهبرداری دومان توکان صادر شد
فرمانده کل سپاه به پاکستان هشدار داد
انتظار ۱۲ ساله برای آزادسازی سهام عدالت
علت تناقض در آمار واردات دام زنده/۴ هزار رأس به بازار رسید
تقوی‌نژاد از سازمان امور مالیاتی رفت
اولتیماتوم‌های بی نتیجه دولت به بازار/قیمت مرغ از۱۵هزارتومان گذشت
فروش لوازم خانگی ایرانی به اسم خارجی!
آشفته‌بازار خودرو و سرگردانی مشتریان/وعده وزیر صنعت محقق نشد
«رئیسی» به جای «آملی‌لاریجانی» سکان‌دار قوه قضائیه می‌شود
غفلت ازتوسعه ظرفیت‌های پالایشگاهی
زیردریایی فاتح پیشرفته‌ترین سامانه هدایت موشک و اژدر را دارد
فرهنگ می تواند حرف اول را بزند
برلین درخواست واشنگتن را برای خروج از توافق هسته‌ای رد کرد
احتمال رد کلیات بودجه ۹۸
درخشش کودکان ایرانی در مسابقه نقاشی کشور بلغارستان
تصمیم‌گیری درباره «پالرمو» مجدداً به آینده موکول شد
فراخوان انتخاب شعار نمایشگاه کتاب تهران
بازیگران سفر آسان را ترویج می‌کنند
بودجه های ورزشی بانوان و آقایان جداگانه هزینه شوند
نیم نگاهی به دو تئاتر پنجمین روز فجر / از یک روایت جنایی تا برداشت آزاد
واکنش حبیب احمدزاده به شهادت مرزبانان
اکران مستند «نجف دریابندری،یک دور تمام»
فرقه گرایی؛ گریزگاه انسان معاصر از فرسایشگاه نیهیلیسم و تنهایی
شب شلوغ تالار وحدت با رستاک
معرفی برگزیدگان جایزه «صادق هدایت»
موزه "متروپولیتن" باز هم اثر ربوده شده را برمی‌گرداند
مزایای بورس کالا قابل قیاس با بازارهای غیرمتشکل نیست
زوم جشنواره‌ی آمریکایی بر «داستان‌هایی از ایران»
معرفی نامزدهای «لاک‌پشت پرنده»
بازیگر این تئاتر شمائید / لطفاً طبق دستورالعمل اجرا کنید
نویسنده به‌دنبال بهانه نباشد
شاهین فرهت در پاسخ به انتقادها چه می‌گوید؟
این مصوبه وظایف میراث‌فرهنگی را کمتر می‌کند
روایت بازیگری که "فرصت پلک زدن به مخاطب نمی‌دهد"
سریالی برای حمایت از میراث فرهنگی
گفت‌وگویی در راستای جشنواره‌ی فیلم‌های ایرانی "پراگ"/ «اندکی بدبینی طبیعی است اما ...»
طرح جامع مالیاتی، مقاوم‌سازی اقتصاد کشور در مقابل تحریم‌هاست
کتابی که باید با هشدار خطر همراه باشد
سومین شب جشنواره موسیقی فجر با طعم انتقاد
آمریکا تهدید مستقیم گردشگری ایران را آغاز کرد
عرضه سهام افق کوروش در بورس
سرمربی تیم هندبال زاگرس: بازیکنمان را با چاقو زدند/ تیم تا ۱۰ کیلومتری شهر اسکورت شد
انصراف صمد نیکخواه بهرامی از حضور در تیم ملی بسکتبال
فیلم/ اسنوکر باز ایران چگونه نفر اول جهان را شکست داد؟
اتفاق تکراری در تمرین آبی‌ها/ بازیکنان استقلال پشت در ماندند و به خانه برگشتند
تعلل استقلال در نیم‌فصل کار دستش داد/ تاکتیک استقلال به درد تراکتورسازی خورد
خوش‌بینی اینفانتینو به ۴۸ تیمی شدن جام جهانی قطر
ریزش ساختمان ۵ طبقه در چین
کد خبر: 170396 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۱۷ - 15:28
چشم‌های شیطانی‌ زن مطلقه در عروسی شوم مرا اسیر کرد / زن مطلقه دو مرد را به جان هم انداخت

چشم‌های شیطانی‌ زن مطلقه در عروسی شوم مرا اسیر کرد / زن مطلقه دو مرد را به جان هم انداخت

به بهانه رفتن به عروسی با همسرم دعوا راه انداختم ولی نمیدانستم رفتن به عروسی شوم آغاز سقوط و در خطر افتادن زندگی با همسرم خواهد شد.

نوآوران آنلاین-زن غریبه که می‌گفتند هم‌کلاسی عروس‌خانم بوده است و از دوستان قدیمی اوست با چشم‌های شیطانی‌اش مرا اسیر هوا و هوس کرد.
آ‌ن شب قرار نبود به این مجلس عروسی برویم. همسرم می‌گفت چون میهمانی مختلط است نمی‌آ‌ید.
دعوایی راه انداختم و به این بهانه که به احترام برادرم باید در مراسم ازدواج خواهران همسرش شرکت کنم از خانه بیرون زدم.
دلم پر بود و در مسیر با تکرار این جمله که او عقده‌ای و حسود و امل است با خودم می‌گفتم چرا همسرم همراهی‌ام نمی‌کند و همیشه ساز مخالف می‌زند.
من در این مراسم طاقت نیاوردم و شماره تلفن زن غریبه را گرفتم. چند‌دقیقه‌ای هم اختلاط کردیم. لفظ‌قلم حرف می‌زد و می‌گفت که از شوهرش طلاق گرفته است و یک بچه دارد.
آخر شب و بعد از تمام شدن مجلس عروسی با دیدن خودرو گران‌قیمتش بیشتر شیفته‌اش شدم. نمی‌دانستم این خودرو مال برادرش است و او با جیب خالی برایم پز عالی می‌دهد.
از همان شب به بعد تماس‌های تلفنی و ارتباط ما در فضای مجازی شروع شد. به من ابراز علاقه می‌کرد و این در حالی بود که همسرم با نگرانی حرکات و رفتارم را زیر ذره‌بین قرار داده بود و هر روز سؤال پیچم می‌کرد که کجا می‌روم و چه‌کار می‌کنم.
چهار ماه گذشت. به طور مخفیانه این زن را به عقد موقت خود در‌آ‌وردم. او روز اول هیچ نیاز مالی نداشت، اما در این مدت تا می‌توانست تیغم زد و سرکیسه‌ام کرد.
باز هم یک دل‌خوشی پوچ برای خودم ساخته بودم و ادای کسانی را در می‌آ‌وردم که یک تکیه‌گاه عاطفی پیدا کرده‌اند.
همسرم خیلی سعی می‌کرد سر از مخفی‌کاری‌هایم در بیاورد و مچ مرا بگیرد‌، اما هر موقع می‌خواست حرفی بزند دعوا راه می‌انداختم و یکی دو بار هم بدجور کتکش زدم.
شرایط به همین منوال می‌گذشت و من مثل کبک سرم را زیر برف کرده بودم و نمی‌دانستم در اطرافم چه می‌گذرد‌. تا اینکه مدت ازدواج موقتمان تمام شد. هفت‌هشت میلیون تومان دستی به این زن قرض داده بودم و از او خواستم پولم را پس بدهد. دیگر جواب تلفنم را هم نمی‌داد. متوجه شدم با مردی در ارتباط است و از شهر خودمان به اینجا آمده‌اند. وقتی با دهن‌کجی او در قبال درخواست پولم روبه‌رو شدم، دنبالش آ‌مدم و چون خانه یکی از دوستانش را بلد بودم آن‌ها را پیدا کردم. رفتم پولم را بگیرم که با آ‌ن مرد جوان رودررو شدم. دعوای ما اوج گرفت و به کلانتری ٣٠ آمدیم. من برای حفظ آبرویم از پولم گذشتم ولی آ‌ن زن دست‌بردار نیست و می‌گوید به خاطر مزاحمت قصد شکایت دارد. برای خودم متأسفم. این پول را از گلوی زن بچه‌ام زدم.
حالا می‌فهمم که چقدر به همسرم ظلم کرده‌ام. او راست می‌گفت. آ‌دم اگر برای خودش حرمت قائل باشد هرجایی نمی‌رود و هر‌کاری نمی‌کند.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.