تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/04/28
شماره 1064 - تاریخ 1397/04/28
آخرین اخبار
سیاست دولت ، تسهیل صادرات و حمایت از فعالان اقتصادی است/
ماجرای کارتن خواب معتادی که 3 بار ازدواج کرد !
تردد تریلرها در جاده هراز ممنوع است
پسر 19 ساله وقتی دید زن جوان حاضر به انجام خواسته اش نیست، نقشه کثیفش را عملی کرد
قتل در شیراز و دستگیری قاتل فراری در فیروزآباد
بستری شدن ۳۲ نفر با علائم بیماری ویروسی در بیمارستان نوشهر/علت آلودگی منبع آب آشامیدنی روستا است
گوش واقعی کودکتان چقدر است؟
با خوراکی‌ها آسم را کنترل کنید
عوارض کفش تنگ و پاشنه بلند
سفر آرش نقشه کثیف مریم را لو داد ؛ وقتی برگشت دید زنش با مردی زن و بچه دار در ارتباط است
نیروی انتظامی از ظرفیت خوبی برای برقراری امنیت برخوردار است
روند افزایشی دمای هوا
قطعی‌ برق،‌ بدون بیمه خسارت
نجات معجزه آسای دختر نوجوان ازسقوط مرگبار
فروش ساندویچ تریاک در مشهد
مهراب مرا تهدید می کرد که اگر به خواسته هایش تن ندهم فیلم شیطانی را در فضای مجازی منتشر می کند
آشنایی اینترنتی سحر با سهند کار دستشان داد، عارف همه چیز را فهمید !
دختر کم سن و سال روستایی پای ثابت بساط مردان شیطان صفت !
مرگ مرموز زن جوان در خانه ؛ او همسر دوم بود !
جزئیات بازداشت خواننده پاپ به اتهام آزار و اذیت +عکس
بازداشت شوهر به‌ خاطر مرگ همسر
تغییر مجدد ساعت پذیرش در مراکز تعویض پلاک پایتخت
وحشت از مرگ در 3 برج بلند کرج! / علت چیست؟! + عکس
دوئل عشقی که رنگ خون گرفت
فروش مخدرهای فست فودی در اینستاگرام + جزییات
فریبا در دام دختری افتاد که شوهر او را دوست داشت!
احمد زن و بچه داشت وقتی الناز فهمید پرروتر شد + جزییات
مهمانی گنده لات های مازندران
بیکاری یک پسر علت قتل مادرش شد
بازدید مديرعامل موسسه اعتباري ملل از شهر گرگان
«هملت» را باید به عنوان نمایش قائم به ذات به بوتۀ نقد کشید
«هملت» فضایی سنگین و ملتهب دارد
مخالفت دیوان عدالت اداری با مصرف منابع سازمان مدیریت بحران خارج از محل تعیین شده قانونی
گزارش وزارت راه و شهرسازی در خصوص مسائل و مشکلات مربوط به کامیون‌داران و رانندگان حمل و نقل جاده‌ای ارائه شد
۲ کارگر حین حفاری میان خاک مدفون شدند + تصاویر
مسمومیت حدود ۱۰۰ نفر در نوشهر
خودکشی دختر تهرانی که عاشق بود
سهم تهران هوشمند در برنامه سوم شهر باید جدی باشد
اگر وزارت نیرو پساب دهد دیگر از آب چاه استفاده نمی‌کنیم
آبیاری فضای سبز در تهران و در طول روز ممنوع شد
ثبت ۳۵۰۰اتوبوس فرسوده در سایت وزارت کشور جهت نوسازی
با حمایت بانک انصار هفتمین رویداد تخصصی بین‌المللی نوآوری و فناوری نمایشگاه اینوتکس ۲۰۱۸ برگزار شد
محور کندوان یکطرفه می شود
وقوع زمین‌لرزه 3.2 ریشتری در اینچه‌برون
عکس های خصوصیم را به اینستاگرام دوست شوهرم فرستاد و به من تهمت های ناجور زد
ساخت و ساز غیراصولی عامل ریزش کوه در شیراز
راننده سمند در جاده همدان به خواب ابدی رفت
دستگیری مردی که همسرش را در خیابان کشت
٢٢ هزار نفر با تسهیلات ازدواج و تهیه جهیزیه بانک صادرات ایران راهی خانه بخت شدند
دلایل عرق کردن هنگام خواب شب که باید آنها را جدی گرفت
کد خبر: 170284 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۱۴ - 10:12
شوهرم را در اتاق خواب خواهرم دیدم در حالی که هنوز لباس عروس از تنم خارج نشده بود !

شوهرم را در اتاق خواب خواهرم دیدم در حالی که هنوز لباس عروس از تنم خارج نشده بود !

چشم هایم را بستم و ازدواج کردم، خیلی هم خوشحال بودم. پدرم نیز کلاه خودش را کج گذاشته بود و بادی به غبغب می انداخت و می گفت خیالش از این وصلت و آینده من راحت است.

نوآوران آنلاین-او معتقد بود عروس یک خانواده اسم و رسم دار و ثروتمند شدن ، بخت و اقبال بلند می خواهد که نصیب هرکسی نمی شود. خانواده ام دست به جیب شدند و جشن باشکوهی برای مراسم عقدکنان ما برگزار کردند.

من هم غرق رؤیاهایم شده بودم و خودم را خوشبخت ترین عروس دنیا می دیدم. اما این احساس خوشبختی و سعادت عمری نداشت و کوتاه تر از آن چیزی بود که فکرش را می کردم. چهار روز از عقدمان گذشته بود. همسرم گوشه گیر و منزوی بود و انگار حرفی برای گفتن نداشت.

از رفتارهای همسرم شاکی شده بودم و موضوع را به خواهر و مادرم اطلاع دادم. پدرم خودش را قاطی ماجرا کرد و گفت: «این نوع رفتارها مخصوص افراد باکلاس است و چند ماه که بگذرد تو هم مثل آن ها خواهی شد.»

نمی دانستم چه بگویم و فقط به این موضوع فکر می کردم که به پشتوانه پول و دارایی پدر شوهرم می توانم آینده ای درخشان داشته باشم و همین مسئله مرا آرام می کرد. دو هفته از ازدواجمان گذشته بود که خواهر بزرگم ما را به خانه اش دعوت کرد. همسرم راضی نمی شد به این میهمانی بیاید. اصرار مادرش و سماجت من باعث شد راه بیاید و خواسته ام را بپذیرد.

شوهرم گوشه ای نشسته بود و با گوشی تلفن همراهش ور می رفت. خواهرم و شوهرش از این رفتار او شاکی شده بودند اما به خاطر من چیزی نمی گفتند. چند روز از این میهمانی گذشت که مادرم با مقدمه چینی سر صحبت را باز کرد و گفت: «آن شب که خانه خواهرم بودیم یک رشته زنجیر و پلاک طلا در خانه آن ها گم شده است.»

من با شنیدن حرف های مادرم از کوره در رفتم و بلافاصله با خواهرم تماس گرفتم. متأسفانه احترام خواهر بزرگم را زیر پا گذاشتم. هر چه به دهانم رسید نثارش کردم و گفتم دیگر پا به خانه اش نخواهم گذاشت. این اولین مسئله جدی زندگی مان بود که منجر به ناراحتی و تنش شد. چند ماه بعد در مراسم جشن تولد مادرم حلقه انگشتری گران قیمت همسر برادرم گم شد.

خانواده ام می خواستند موضوع را مخفی کنند اما مادرم در همان جلسه به داخل اتاق صدایم زد و مرا در جریان قرار داد که چه اتفاقی افتاده است. من به روی شوهرم نیاوردم اما آخر شب از داخل جیب لباسش انگشتر را که در لایه داخلی لباس مخفی کرده بود پیدا کردم. انگشتر را بی صدا به مادرم دادم و چیزی نگفتم.

صبح روز بعد او در حالی که به هم ریخته بود به خانه پدرش برگشت. از آن روز فکر من و مادر و پدرم حسابی مشغول شده بود. در میهمانی دیگری که دو هفته بعد در خانه خواهرم برگزار کردیم مچ همسرم را در حال خالی کردن جیب های کت لباس شوهرخواهرم در اتاق خواب گرفتیم. دستش رو شده بود و دیگر نمی توانست حرفی بزند.با روشن شدن این واقعیت تلخ ، شوهرم صادقانه اعتراف کرد به سیگار و موادمخدر اعتیاد دارد و طلاهای سرقتی را با مواد عوض می کند.

انگار دنیا روی سرم خراب شده بود. چشمانم سیاهی می رفت و داشتم خفه می شدم. به کلانتری رفتم و کارشناس اجتماعی کلانتری من را به مرکز مشاوره آرامش پلیس خراسان رضوی معرفی کرد. دلم برایش می سوخت و حتی گفتم حاضر هستم کمکش کنم تا اعتیادش را ترک کند.

پدر و مادرش هم نگرانش هستند. اما افسوس که به هیچ صراطی مستقیم نیست و می گوید اصلا نمی خواهد در قید و بند زندگی مشترک باشد. از حق و حقوقم گذشتم و مهریه ام را بخشیدم و بی سرو صدا طلاق گرفتم.

 

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.