تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/06/31
شماره 1114 - تاریخ 1397/06/31
آخرین اخبار
شهردار تهران: هیچ پروژه عمرانی بلاتکلیفی در شهر وجود ندارد
دستور رییس‌جمهور به دستگاه‌های امنیتی برای پی‌گیری حادثه تروریستی اهواز
حاج صفی: دولت و فدراسیون به تیم ملی کمک کنند
مدارس، مهم‌ترین پایگاه اجتماعی شدن نسل آینده ساز است
ضرورت نوسازی کارکردهای سنتی فروشگاههای مصرف تعاون روستایی کشور
تعرفه مکالمات درون و برون شبکه همراه اول یکسان می شود
اسفنایی :جریمه نقدی سنگین تعزیرات در انتظار فروشگاه‌های زنجیره‌ای گرانفروش است
ریزش دیوارگلی جان کودک 9 ساله را گرفت
مصدومیت ۱۹ نفر بر اثر واژگونی مینی‌بوس در سنندج
هزینه صدور کارت ملی هوشمند المثنی چقدر است؟
ماست سرشار از قند است
تصادف زنجیره ای خونین در بزرگراه آزادگان + تصاویر
پرداخت تسهیلات با نرخ سود ٦ درصدی دربانک صادرات ایران آغاز شد
دستور جهانگیری برای تخصیص ارز واردات
کشف 35 کیلو شمش طلا از سپر لندکروز در گمرک بازرگان
مریم 17 ساله راز پنهان خانه عموی جواد را لو کرد !
برای جابه جایی دانش آموزان در شمال تهران
کشف عقرب پرنده در جم
سارق سابقه دار در تله پلیس قصرقند
اعدام 9 مرد شیطان صفت در شیراز
پرداخت ۲۰۰۰ میلیارد تومان وام مسکن در یک ماه
امضا تفاهم‌نامه همکاری میان کمیته امداد و صداوسیما
برداشت میگو از مزارع گلستان آغاز شد
گرمای۵۲ درجه و گرد و غبار هم مانع فعالیت راه‌آهن جنوب نیست
عرضه سبد حمایت غذایی دولت در شعب فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
۳ مهرماه؛ پاسخگویی وزیر راه و شهرسازی به سوالات ۲۶ نماینده
سازمان بنادر به دنبال ایجاد ظرفیت های جدید کانتینری در بنادر کشور است
استفاده از ۲۰هزار پلیس برای کنترل ترافیک اول مهر
پیام مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس
ساز و کار اجرایی بورس نفت در انتظار ابلاغ وزارت نفت
حیاط مدارس برای توقف سرویس ها ساماندهی می شود
۳ فولادساز با ۴۰ هزار تن شمش به بورس کالا می آیند
جزئیات نزاع خانوادگی در چهارمحال و بختیاری
نجات محکوم به مرگ پس از ۶ سال زندان در دلفان
برادرکشی در لاهیجان + عکس
مرد کلاردشتی زنش را از پشت بام به کوچه پرت کرد
طلاق خنده دار عروس و داماد پولدار تهرانی
ناگفته های تلخ نوجوان ۱۷ ساله
ترافیک سنگین در ۵ محور منتهی به تهران
2 کارگر کارخانه آلومینیوم به دار آویخته شدند ! + جزییات
در تهران با 3 میلیون تومان آدم می کشند !
جنگ به ما آموخت در زمان سختی همه درکنار هم بایستیم
جزئیات حمله تروریستی در رژه نیروهای مسلح اهواز
حمید و 2 فرزندش قربانی عشوه زنانه ناهید شد!
کشف جسد هولناک دختر 36 ساله با کیسه نایلونی روی سر و شالی دور گردن !
تشکیل پرونده قضایی برای چند مدیر شهرداری کرج
ماجرای قتل فجیع رییس شرکتی که کف دفترش دفن شده بود ! + جزییات
سرانجام تاکسی‌هایی که اسقاط شدند اما تاکسی‌داران خودرویی نگرفتند
توصیه‌هایی برای کنترل خارش‌ پوست
روحانی: آشوریان در راه اعتلای ایران لحظه ای درنگ نکرده اند
کد خبر: 170284 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۱۴ - 10:12
شوهرم را در اتاق خواب خواهرم دیدم در حالی که هنوز لباس عروس از تنم خارج نشده بود !

شوهرم را در اتاق خواب خواهرم دیدم در حالی که هنوز لباس عروس از تنم خارج نشده بود !

چشم هایم را بستم و ازدواج کردم، خیلی هم خوشحال بودم. پدرم نیز کلاه خودش را کج گذاشته بود و بادی به غبغب می انداخت و می گفت خیالش از این وصلت و آینده من راحت است.

نوآوران آنلاین-او معتقد بود عروس یک خانواده اسم و رسم دار و ثروتمند شدن ، بخت و اقبال بلند می خواهد که نصیب هرکسی نمی شود. خانواده ام دست به جیب شدند و جشن باشکوهی برای مراسم عقدکنان ما برگزار کردند.

من هم غرق رؤیاهایم شده بودم و خودم را خوشبخت ترین عروس دنیا می دیدم. اما این احساس خوشبختی و سعادت عمری نداشت و کوتاه تر از آن چیزی بود که فکرش را می کردم. چهار روز از عقدمان گذشته بود. همسرم گوشه گیر و منزوی بود و انگار حرفی برای گفتن نداشت.

از رفتارهای همسرم شاکی شده بودم و موضوع را به خواهر و مادرم اطلاع دادم. پدرم خودش را قاطی ماجرا کرد و گفت: «این نوع رفتارها مخصوص افراد باکلاس است و چند ماه که بگذرد تو هم مثل آن ها خواهی شد.»

نمی دانستم چه بگویم و فقط به این موضوع فکر می کردم که به پشتوانه پول و دارایی پدر شوهرم می توانم آینده ای درخشان داشته باشم و همین مسئله مرا آرام می کرد. دو هفته از ازدواجمان گذشته بود که خواهر بزرگم ما را به خانه اش دعوت کرد. همسرم راضی نمی شد به این میهمانی بیاید. اصرار مادرش و سماجت من باعث شد راه بیاید و خواسته ام را بپذیرد.

شوهرم گوشه ای نشسته بود و با گوشی تلفن همراهش ور می رفت. خواهرم و شوهرش از این رفتار او شاکی شده بودند اما به خاطر من چیزی نمی گفتند. چند روز از این میهمانی گذشت که مادرم با مقدمه چینی سر صحبت را باز کرد و گفت: «آن شب که خانه خواهرم بودیم یک رشته زنجیر و پلاک طلا در خانه آن ها گم شده است.»

من با شنیدن حرف های مادرم از کوره در رفتم و بلافاصله با خواهرم تماس گرفتم. متأسفانه احترام خواهر بزرگم را زیر پا گذاشتم. هر چه به دهانم رسید نثارش کردم و گفتم دیگر پا به خانه اش نخواهم گذاشت. این اولین مسئله جدی زندگی مان بود که منجر به ناراحتی و تنش شد. چند ماه بعد در مراسم جشن تولد مادرم حلقه انگشتری گران قیمت همسر برادرم گم شد.

خانواده ام می خواستند موضوع را مخفی کنند اما مادرم در همان جلسه به داخل اتاق صدایم زد و مرا در جریان قرار داد که چه اتفاقی افتاده است. من به روی شوهرم نیاوردم اما آخر شب از داخل جیب لباسش انگشتر را که در لایه داخلی لباس مخفی کرده بود پیدا کردم. انگشتر را بی صدا به مادرم دادم و چیزی نگفتم.

صبح روز بعد او در حالی که به هم ریخته بود به خانه پدرش برگشت. از آن روز فکر من و مادر و پدرم حسابی مشغول شده بود. در میهمانی دیگری که دو هفته بعد در خانه خواهرم برگزار کردیم مچ همسرم را در حال خالی کردن جیب های کت لباس شوهرخواهرم در اتاق خواب گرفتیم. دستش رو شده بود و دیگر نمی توانست حرفی بزند.با روشن شدن این واقعیت تلخ ، شوهرم صادقانه اعتراف کرد به سیگار و موادمخدر اعتیاد دارد و طلاهای سرقتی را با مواد عوض می کند.

انگار دنیا روی سرم خراب شده بود. چشمانم سیاهی می رفت و داشتم خفه می شدم. به کلانتری رفتم و کارشناس اجتماعی کلانتری من را به مرکز مشاوره آرامش پلیس خراسان رضوی معرفی کرد. دلم برایش می سوخت و حتی گفتم حاضر هستم کمکش کنم تا اعتیادش را ترک کند.

پدر و مادرش هم نگرانش هستند. اما افسوس که به هیچ صراطی مستقیم نیست و می گوید اصلا نمی خواهد در قید و بند زندگی مشترک باشد. از حق و حقوقم گذشتم و مهریه ام را بخشیدم و بی سرو صدا طلاق گرفتم.

 

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.