تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/08/23
شماره 1154 - تاریخ 1397/08/23
آخرین اخبار
‎راه اندازی سایت عظام آنلاین،سامانه نوین فروش گروه قطعات خودرو
‎رونمایی از محصول جدید تبلت پوز سایان کارت
راه بازگشت سریال‌های کمدی به تلویزیون چیست؟
در زندگی مشترک با گلشیری در سایه نبودم
اعلام فیلم های بخش مسابقه ملی جشنواره‌ حقیقت
لبخند انگلیسی‌ها به ایران در روز تحریم آمریکا
نامی که از شعر سهراب سپهری وام گرفته شده
جشنواره سی‌وپنجم فیلم کوتاه تهران در خط پایان/ برترین‌ها معرفی شد
دعوت گلاب آدینه برای تماشای یک مستند
گروه موسیقی «سون» در سالن میلاد کنسرت می‌دهد
تلاش برای بازگرداندن تابعیت «میلان کوندرا»
«پروانه الجزایری» مرده را زنده می‌کند/ اجرایی با تدوین موازی
بازیگر جدید «مجبوریم» معرفی شد
عرضه قریب‌الوقوع فیلم‌های پرفروش در سایت کول دانلود
تعظیم سالار عقیلی به صبوری زلزله‌زدگان کرمانشاه
امیرحسین رستمی و سوگل خلیق در «خروس لاری»
نیازی به شهرت بیشتر ندارم
بیماری تهیه‌کننده فیلم‌های سرب و آوار/کسی به ملاقاتم نیامد
«خانه پدری» دچار یک سوءتفاهم بیهوده شد
کشف بیش از ۶ هزار یافته فرهنگی در غار قلعه کرد آوج
ورود گردشگران به «جزیره هرمز» همچنان آزاد است
«سردار سنجرخان» به برآورد رسید/ کلید خوردن در سال آینده
محور کندوان عصر جمعه یکطرفه می شود
می‌توان با همدردی و احساس وظیفه مسئولان، مشکلات را رفع کرد
می‌توانیم با حفظ برجام، درباره دیگر مسائل هم با ایران توافق کنیم
صادرات‌ زیر یک میلیون دلار معاف از تعهد ارزی شد
چرا جرم مفسدان فروش سکه از خریداران سبک‌تر شمرده شد؟
دست تندروها باید از تصمیمات مهم کشور کوتاه شود
پزشکیان: عدالت گم شده جامعه کنونی است/ وکلا باید بدون لکنت حرف بزنند
ورق بورس برگشت
بازار ارز و سکه تا رسیدن به تعادل، کاهشی خواهد بود
مردم ارومیه تا چند روز دیگر صدای سوت قطار را می‌شنوند
قاچاق دام زنده علت گرانی‌هاست
صادرکننده بنزین هستیم
راه اندازی بورس نفت بزرگترین اشتباه دولت بود/ موضع بن سلمان قیمت نفت را تغییر می دهد
ادامه افت قیمت نفت پس از کاهش ۷ درصدی تولید
تکذیب ممنوعیت خروج برخى اقلام از بنادر امارات به مقصد ایران
تمجید صندوق بین‌المللی پول از شفاف‌سازی‌های مالی ایران
واگذاری سرخابی‌ها منتظر مصوبه هیات وزیران
یورو مسافرتی ارزان شد
"۳ صندوق مادر" از لیست واگذاری خارج شد
تکذیب تغییر چهار وزیر کابینه
"تاج" باید فدراسیون فوتبال را ترک کند
پتروشیمی‌ها چقدر ارز آوردند؟
بازار مسکن تا پایان سال به ثبات می رسد/ فروشندگان تمایلی به فروش ندارند
دریافت مواد غذایی از عراق در ازای صدور برق و گاز کذب است
شش عضو هیأت عامل صندوق نوآوری و شکوفایی منصوب شدند
بازدید خبرنگاران رسانه‌های خارجی از پروژه‌های مهم آذربایجان شرقی
سیگنال‌های مثبت برای ترمیم دستمزد کارگران/ فاصله دستمزد با هزینه سبد معیشت بررسی می‌شود
امامی کاشانی نماز این هفته نماز جمعه تهران را اقامه می‌کند
کد خبر: 170284 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۱۴ - 10:12
شوهرم را در اتاق خواب خواهرم دیدم در حالی که هنوز لباس عروس از تنم خارج نشده بود !

شوهرم را در اتاق خواب خواهرم دیدم در حالی که هنوز لباس عروس از تنم خارج نشده بود !

چشم هایم را بستم و ازدواج کردم، خیلی هم خوشحال بودم. پدرم نیز کلاه خودش را کج گذاشته بود و بادی به غبغب می انداخت و می گفت خیالش از این وصلت و آینده من راحت است.

نوآوران آنلاین-او معتقد بود عروس یک خانواده اسم و رسم دار و ثروتمند شدن ، بخت و اقبال بلند می خواهد که نصیب هرکسی نمی شود. خانواده ام دست به جیب شدند و جشن باشکوهی برای مراسم عقدکنان ما برگزار کردند.

من هم غرق رؤیاهایم شده بودم و خودم را خوشبخت ترین عروس دنیا می دیدم. اما این احساس خوشبختی و سعادت عمری نداشت و کوتاه تر از آن چیزی بود که فکرش را می کردم. چهار روز از عقدمان گذشته بود. همسرم گوشه گیر و منزوی بود و انگار حرفی برای گفتن نداشت.

از رفتارهای همسرم شاکی شده بودم و موضوع را به خواهر و مادرم اطلاع دادم. پدرم خودش را قاطی ماجرا کرد و گفت: «این نوع رفتارها مخصوص افراد باکلاس است و چند ماه که بگذرد تو هم مثل آن ها خواهی شد.»

نمی دانستم چه بگویم و فقط به این موضوع فکر می کردم که به پشتوانه پول و دارایی پدر شوهرم می توانم آینده ای درخشان داشته باشم و همین مسئله مرا آرام می کرد. دو هفته از ازدواجمان گذشته بود که خواهر بزرگم ما را به خانه اش دعوت کرد. همسرم راضی نمی شد به این میهمانی بیاید. اصرار مادرش و سماجت من باعث شد راه بیاید و خواسته ام را بپذیرد.

شوهرم گوشه ای نشسته بود و با گوشی تلفن همراهش ور می رفت. خواهرم و شوهرش از این رفتار او شاکی شده بودند اما به خاطر من چیزی نمی گفتند. چند روز از این میهمانی گذشت که مادرم با مقدمه چینی سر صحبت را باز کرد و گفت: «آن شب که خانه خواهرم بودیم یک رشته زنجیر و پلاک طلا در خانه آن ها گم شده است.»

من با شنیدن حرف های مادرم از کوره در رفتم و بلافاصله با خواهرم تماس گرفتم. متأسفانه احترام خواهر بزرگم را زیر پا گذاشتم. هر چه به دهانم رسید نثارش کردم و گفتم دیگر پا به خانه اش نخواهم گذاشت. این اولین مسئله جدی زندگی مان بود که منجر به ناراحتی و تنش شد. چند ماه بعد در مراسم جشن تولد مادرم حلقه انگشتری گران قیمت همسر برادرم گم شد.

خانواده ام می خواستند موضوع را مخفی کنند اما مادرم در همان جلسه به داخل اتاق صدایم زد و مرا در جریان قرار داد که چه اتفاقی افتاده است. من به روی شوهرم نیاوردم اما آخر شب از داخل جیب لباسش انگشتر را که در لایه داخلی لباس مخفی کرده بود پیدا کردم. انگشتر را بی صدا به مادرم دادم و چیزی نگفتم.

صبح روز بعد او در حالی که به هم ریخته بود به خانه پدرش برگشت. از آن روز فکر من و مادر و پدرم حسابی مشغول شده بود. در میهمانی دیگری که دو هفته بعد در خانه خواهرم برگزار کردیم مچ همسرم را در حال خالی کردن جیب های کت لباس شوهرخواهرم در اتاق خواب گرفتیم. دستش رو شده بود و دیگر نمی توانست حرفی بزند.با روشن شدن این واقعیت تلخ ، شوهرم صادقانه اعتراف کرد به سیگار و موادمخدر اعتیاد دارد و طلاهای سرقتی را با مواد عوض می کند.

انگار دنیا روی سرم خراب شده بود. چشمانم سیاهی می رفت و داشتم خفه می شدم. به کلانتری رفتم و کارشناس اجتماعی کلانتری من را به مرکز مشاوره آرامش پلیس خراسان رضوی معرفی کرد. دلم برایش می سوخت و حتی گفتم حاضر هستم کمکش کنم تا اعتیادش را ترک کند.

پدر و مادرش هم نگرانش هستند. اما افسوس که به هیچ صراطی مستقیم نیست و می گوید اصلا نمی خواهد در قید و بند زندگی مشترک باشد. از حق و حقوقم گذشتم و مهریه ام را بخشیدم و بی سرو صدا طلاق گرفتم.

 

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.