تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/07/28
شماره 1137 - تاریخ 1397/07/28
آخرین اخبار
سامسونگ برای توسعه خدمات 5G و هوش مصنوعی، Zhilabs را خرید
پذیره نویسی صندوق جسورانه بازنشستگی در فرابورس امکانپذیر شد
چه مدارکی برای دریافت وام مسکن نیاز است؟
در بیست و ششمین شماره ماهنامه شمیم کوثر بررسی شد
چین و روسیه در حال حذف دلار در تسویه حساب ها هستند
تصویب مقررات ناظر بر شعب و دفاتر نمایندگی بانک های خارجی در ایران
تاثیر مخرب افزایش دستمزد در اقتصاد/ منابع بانکی صرف هزینه های جاری می شود
«مذاکرات ایران و آمریکا» منتشر شد
خودکشی یک مرد در ایستگاه مترو علم و صنعت
گروه ویژه اقدام مالی تا فوریه 2019 به ایران مهلت داد
احتمال افزایش 6 درصدی قیمت آجیل و خشکبار/ آمریکا و ترکیه رقبای سر سخت ایران هستند
مسمومیت 101دانشجو در خوابگاه دانشگاه کوثر بجنورد
ثبات اقتصادی؛ پیش شرط افزایش سرمایه گذاری داخلی و خارجی
قاچاق و تخلف در پی الزام بازگشت ارز حاصل از صادرات به عراق و افغانستان
تمایل زیادی از سوی دولت برای افزایش نرخ ارز وجود دارد / کسری بودجه جبران نمی شود
فرار سرمایه از کشور؛ قربانی نبود سیاست‌های کارآمد
دنیا برای کتاب چه می‌کند؟+تصاویر
نشانه های بالا بودن قند خون
لزوم‌ عرضه همه جانبه محصولات پتروشیمی ها در بورس کالا
بازدید از شرکت لبنیات و بستنی دومینو
کاهش تعرفه رومینگ زائرین همراه اولی اربعین
راهها وديعه عظيم ملي در دستان مسئولان راهداري و حمل و نقل جاده‌اي كشورر است
تمام ظرفيت‌ها و امكانات را براي راهداري زمستاني بدون انسداد راه‌ها آماده كرده‌ايم
سايپا نياز به اصلاح ساختار دارد
ممنوعیت ورود کامیون‌های بدون معاینه فنی به تهران
نخستین کنفرانس بین‌المللی مدیریت ‌دانش با رویکرد توسعه
تاکید بر انجام گفت وگوی ملی و پایان یافتن خشونت ها در افغانستان
اضافه شدن ۱۰۰ پرواز فوق العاده به پروازهای اربعین
هدف گروه صنعتی عظام ، دستیابی به خودکفایی در تولید و کسب دانش فنی است
چالوس یک طرفه می‌شود
سرقت مسلحانه از بانک صادرات لردگان
تاثیر تغذیه بر استحکام استخوان ها بیش از ورزش است
قباله اصلاحات به نام اصلاح‌طلبان شناسنامه‌دار نخورده است/ تخریب خاتمی و اصلاح‌طلبی اتحاد نانوشته افراط‌گرایان داخلی و خارجی
اصلاح‌‌‌‌طلبان نیاز مبرم در بازنگری راهبردها دارند/ عمق استراتژی‌مان را به‌جای سواحل مدیترانه در جامعه خودمان جستجو کنیم
کنترل در مرزها را تشدید کرده ایم/ استفاده از مرز «سومار» فقط در شرایط اضطرار
اهدای تصویر رهبر انقلاب و پدر و مادر شهیدمغنیه به خانواده شهید
ریشه اکثر بیماری های غیرواگیر از دوران حاملگی و نوزادی است
رییس جمهور بر اجرای بسته های حمایتی تاکید دارد
پیش بینی باران در ۱۶ استان/ ورود سامانه بارشی جدید از یکشنبه
ترکیه با دریافت حق السکوت از کنار پرونده قتل خاشقجی نمی‌گذرد
دولت هفته آینده فقط دو وزیر پیشنهادی به مجلس معرفی می‌کند
مقررات ناظر بر شعب نمایندگی بانک های خارجی تصویب شد
کارکنان کشتی باری ایرانی مسموم و سه تن از آنها جان باختند
آیت الله خاتمی: دعوت به بریدن از نظام، عرفان قلابی است
جزئیات توزیع سبد کالایی/ بسته حمایتی یکشنبه نهایی می‌شود
دستیابی به توسعه پایدار از مسیر استانداردها می گذرد
کارآمدی ارز دیجیتالی در گرو مقبولیت عمومی / ارز دیجیتالی در تثبیت نرخ ارز اثرگذاز نخواهد بود
انفجار بر اثر نشت گاز در رباط کریم ؛ ۴ واحد مسکونی تخریب شد + عکس
مکالمات اربعینی ۹۰۰ تومان شد
ورود سامانه بارشی جدید از یکشنبه
کد خبر: 168491 | تاریخ : ۱۳۹۷/۲/۲۶ - 13:08
32 سالمه و 4 ساله در تهران کارتن خواب هستم و...

32 سالمه و 4 ساله در تهران کارتن خواب هستم و...

دختر 32 ساله ای وقتی به خاطر سرقت بازداشت شد، راز 4 ساله کارتن خوابی و دوستی خیابانی با یک معتاد را فاش کرد.

نوآوران آنلاین-مرد 52 ساله نمی توانست بایستد. حالش خوب نبود،روی صندلی نشست. درباره داستان زندگی اش توضیح می داد که ناگهان همسرش نفس نفس زنان وارد اتاق شد.

زن هراسان و مضطرب با چشمانی مادرانه در جستجوی دخترش بود. با صدایی بغض گرفته، گفت: کجاست دخترم، سمیرای من کجاست ؟.

مشاور کلانتری 24 مشهد از او خواست خونسردی اش را حفظ کند. زن کنار شوهرش نشست. سعی می کرد خودش را آرام کند، ولی در عمق وجودش غوغایی به پا بود.

دقایقی بعد دختری قد بلند و لاغر اندام در اتاق را باز کرد. صورتش را با دستانش پوشانده بود.

پدر روزت مبارک:

سمیرا جلو آمد. انگشتر نقره ای را از انگشت در آورد و به دستان مادر داد. آرام گفت: می خواستم روز مادر بیایم و هدیه ات را بدهم.

دختر جوان در برابر پدر زانو زد. یک انگشتر مردانه هم از دست دیگرش در آورد. می گفت: این را خریده ام، دزدی نیست. پدر جان، روزت مبارک.

در این لحظه آقای زن و مرد از جا برخاستند . دختر خود را در آغوش کشیدند. صدای هق هق گریه پدر و مادر و دختر جوان سکوت فضای مددکاری اجتماعی کلانتری 24 را شکسته بود.

بیشتر از یک سال بی خبری برای پدر و مادری که عاشق دختر خود هستند چیز کمی نیست.

سمیرا ،30 سال دارد و به اتهام گوشی قاپی در مشهد دستگیر شده است.

وی در تحقیقات اولیه پرونده اعتراف کرد به خاطر تامین هزینه های مواد مخدر دست به سرقت می زند.

او که دختری کارتن خواب است در بیان قصه تلخ زندگی اش گفت: از روز اول با پدر و مادرم مشکل داشتم. نمی دانم چرا با آنها لج بازی می کردم. هر چه می گفتند در انتخاب دوست دقت کن فایده ای نداشت.

دست آخر هم به خاطر همین بی توجهی ها، دوست ناباب مرا گرفتار یک دوستی خیابانی با پسری معتاد کرد و تا به خودم آمدم دیدم آلوده مواد مخدر شده ام.

فکر نمی کردم این قدر وابسته مواد مخدر بشوم. اما خیلی زودتر از چیزی که تصورش را می کردم قافیه زندگی ام را باختم.

دختر جوان در حالی که سر و وضع به هم پاشیده و ژولیده ای داشت افزود: من ، همان دختر مغروری که اجازه نمی داد کسی به او بگوید بالای چشمت ابروست می بینید که به چه روزی افتاده ام؟

اعتیاد روح و روانم را اسیر خودش کرد و فاتحه قیافه ام را خوانده است. خانواده وقتی فهمیدند چه بلایی سرم آمده دست به کار شدند از شر این بلای خانمانسوز نجاتم دهند.

پدرم خیلی زحمت کشید ، مادرم نیز راه می رفت و گریه می کرد . ولی تلاش آنها بی فایده بود. آبروی شان را به بازی گرفته بودم. یک بار در خانه فسادی که محل توزیع مواد مخدر بود دستگیرم کردند.پدر و مادرم دیگر نمی توانستند این وضعیت را تحمل کنند.

از دست کارهایم واقعا خسته شده بودند. می دیدم رنج می کشند و کاری هم از دست شان بر نمی آید . گاهی غیرتی می شدم و به خودم می گفتم باید ترک کنی.

ولی خماری مواد که به سراغ می آمد درهای امید به رویم بسته می شدند و بایدخودم را می ساختم وگرنه استخوان هایم درد می گرفت و بدنم لَش می شد.

برای این که پدر و مادرم را بیشتر از این عذاب ندهم فرار کردم. اعتیاد سرنوشتم را نابود کرد . دوستانی پیدا کرده بودم که آخر خلاف بودند.

مدتی کارتن خواب شدم. من و دوستانم زمستان سختی را پشت سر گذاشتیم.

ولی همین که می دانستم پدر و مادرم ریخت و قیافه ام را نمی بینند و کمتر رنج می کشند خودم را راضی می کردم.

اوضاع من در کمتر از چهار سال خیلی افتضاح شد. هر موقع به‌ آینه نگاه می کردم گریه ام می گرفت.

از روزهایی یادم می آمد که در آینه محو تماشای چهره زیبای دخترانه ام می شدم و برای خودم هم ناز می آوردم.

سمیرا اشک هایش را پاک کرد و افزود: چیزی جز حسرت و اندوه روزهای از کف رفته زندگی ام ندارم.

دختر نفس عمیقی کشید، پس از مکثی کوتاه گفت: من وسایلی که سرقت می کردم را به زن دیگری تحویل می دادم و در قبال آن مواد مخدر یا پول بسیار ناچیزی می گرفتم. او را به پلیس معرفی کرده ام تا دستگیرش کنند.

سمیرا در پایان در حالی که احساس دلتنگی زیادی برای پدر و مادرش می کرد گفت: آرزو دارم به خانه برگردم و یک بار دیگر کنار پدر و مادر سر سفره غذا بنشینم و ... .

او ادامه داد: شاید اگر محیط خانواده ما صمیمی تر بود و پدر و مادرم با هم مهربان تر بودند من آن قدر مغرور و سرکش بار نمی آمدم و سرنوشت خودم را به بازی نمی گرفتم.

ما اشتباه کردیم:

پدر گفت: دخترم لجوج بود و ما هم سر به سرش می گذاشتیم. او را جدی نمی گرفتیم ، شاید هم مقایسه های بی جای سمیرا با دختر خاله اش که از نظر تحصیلی یک نخبه است باعث شد او نتواند انتظارات ما را برآورده سازد .

من و همسرم همیشه به خاطر پیشرفت هایی که انتظار داشتیم دخترمان برآورده کند با هم جر و بحث می کردیم. نمی خواستیم او از دختر خاله اش کم بیاورد.

حس مان قشنگ بود و دلسوزانه، ولی راهش را بلد نبودیم.

دخترم به همین خاطر از من و مادرش فاصله گرفت. متاسفانه این فاصله روز به روز بیشتر شد و ما نمی دانستیم چه بلایی دارد سر زندگی مان می آید.

حالا هم ... !

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.