تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/11/01
شماره 1201 - تاریخ 1397/11/01
آخرین اخبار
کار جهادی را دولتی و اداری نکنیم
حذف ثبت سفارش گمرکی و تخصیص ارز نیمایی به واردات کتاب
معرفی آثار مرحله دوم کتاب سال در ۲ گروه
اقتصاد ایران تاب شوک‌های جدید را ندارد
روزنامه‌ «ایران» به فرمت ۲۵ سال قبل برگشت
چانه‌زنی زودهنگام درخصوص تناسب میان حقوق و دستمزدها با تورم
دومین دادگاه خبرنگار پرس تی‌وی چهارشنبه تشکیل می‌شود
جمال شورجه چرا در جلسه‌های شورای پروانه ساخت غایب بود؟
آغاز رسمی جشنواره تجسمی فجر از ششم بهمن
زبان فارسی مدیون فردوسی است
این تریبون برای تئاتری‌هاست / دلیلی برای حذف نیست
مریلا زارعی بازیگر سریال «مانکن» شد
پول تئاتری‌ها در وزارت ارشاد چه می‌شود؟!
شاعر «کوچه» کمتر به خانه می‌آید
آدم‌ها در شهر موسیقی قدم می‌زنند
کتاب به پایتختی دیگر فکر می‌کند
نقد و بررسی کتاب «او کمی بهتر از یک قاتل بود» در فرهنگ‌سرای رسانه
نمایشگاهی از آثار قربانیان اسیدپاشی
اخطار جدی وزیر ارتباطات به دفاتر متخلف ارائه‌کننده سیم‌کارت
جدیدترین مصوبات اکران سینماها
ثبت سفارش انواع پوشاک همچنان ممنوع است
فکر می‌کردم «کیهان»ی‌ها از مریخ آمده‌اند!
جزئیات طرح اختصاص روزانه یک لیتر بنزین به هر ایرانی
به من نگفته‌اند ممنوع‌الخروجم
ثبات بهای طلا در بازارهای جهانی
از ریاست داریوش مهرجویی تا دو جایزه برای ایران در هندوستان
ژاپن واردات نفت از ایران را آغاز کرد
عجیب‌ترین اثر «‌هاروکی موراکامی»‌
پاداش مالی برای کاشفان آثار تاریخی/ دورخیز برای ۱۰ میلیون گردشگر خارجی
تلاش دوباره برای بازگشت ارز صادراتی
سود سپرده‌های کوتاه‌مدت ماه‌شمار شد
نگاهی به برنامه کنسرت‌های تهران
ریکاوری ملی‌پوشان بعد از برتری برابر عمان
تصویب کلیات طرح ساماندهی صنعت خودرو
حدادی: با درک شرایط کشور با کمترین هزینه اردوهایم را برگزار می‌کنم
نمی‌توانیم با خواست مردم مبارزه کنیم/ فیلترینگ راه‌حل نیست
واکنش کمیته داوران والیبال به انتقادها؛ ۴ بازی پر اشتباه داریم!
تائید حضور نیافتن موگرینی در نشست ضد ایرانی لهستان
اوسیانو: عمان سازماندهی خوبی داشت/ لیپی مربی بزرگی است
شرایط جامعه آماده ورود به فضای انتخاباتی نیست
غلامحسین کرباسچی بازداشت و روانه زندان شد
سلطانی‌فر: نباید برای تیم ملی فوتبال حاشیه ایجاد شود
بیرانوند قبل از مهار پنالتی عمان با خود چه گفت؟
برنده و بازنده ادامه‌دار شدن تعطیلی دولت فدرال آمریکا چه کسانی هستند؟
درخواست تعدادی از وزیران از رهبری برای تاکید بر تسریع در بررسی CFT و پالرمو
کمالوندی: سیاست‌ها را به روز کنیم، نه اصول و ارزش‌ها را
ایران برای تقویت بنیه دفاعی سوریه به دمشق رفت
دادستان کرج: خودروی رانندگان مست ۲ ماه توقیف می‌شود
دولت لیست بدهی‌ها و مطالباتش را به مجلس ارائه کند
ادعای رسانه‌های آلمانی مبنی بر تحریم جدید ایران از سوی آلمان
کد خبر: 168472 | تاریخ : ۱۳۹۷/۲/۲۶ - 10:49
قهرم با شوهرم باعث رابط‌ه‌ام با محسن شد و...

قهرم با شوهرم باعث رابط‌ه‌ام با محسن شد و...

زنی با قهر از خانه شوهرش دل به رابطه ای شیطانی داد.

نوآوران آنلاین-بیکاری عیسی و فشارهای مالی از یک سو و خلاءهای عاطفی از طرف دیگر مرا بر ترک خانه و زندگی ام مصمم تر کرد اما اکنون که شوهرم به اشتباهات خود پی برده و با عذرخواهی از من درصدد جبران گذشته برآمده است، من با ورود به شبکه های اجتماعی تلفن همراه در منجلابی فرو رفته ام که ... 

زن جوان در حالی که عنوان می کرد به خاطر اشتباه بزرگی که مرتکب شده ام اکنون در دو راهی یک تصمیم سخت قرار گرفته ام و عذاب وجدان شدیدی آزارم می دهد، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی گفت: حدود 2 سال قبل و در حالی که بیست و دومین بهار زندگی ام را پشت سر می گذاشتم با عیسی در خیابان آشنا شدم و مدت کوتاهی با یکدیگر ارتباط داشتیم در همین روزها از او خواستم زودتر به خواستگاری ام بیاید چرا که از حساسیت و تعصب پدرم نسبت به دوستی های خیابانی اطلاع داشتم و می دانستم در صورتی که متوجه موضوع شود دیگر هیچ گاه نمی توانم با عیسی ازدواج کنم این گونه بود که او به طور رسمی مرا از پدرم خواستگاری کرد اما پدرم پس از تحقیق اندکی درباره عیسی با این ازدواج مخالفت کرد. او معتقد بود چون خواستگارم کارگر ساده یک مغازه است نه تنها شغل کم درآمد و بی پشتوانه ای دارد بلکه از تحصیلات کمی هم برخوردار است با این حال مخالفت پدرم زمانی شدت گرفت که او پی به رابطه خیابانی ما برد. این گونه بود که پدرم از من خواست برای همیشه عیسی را فراموش کنم اما من که غرق در احساسات جوانی بودم آن قدر نسبت به خواسته ام پافشاری کردم که پدرم به ناچار کوتاه آمد و من این گونه با سرنوشتم بازی کردم هنوز مدت کوتاهی از ازدواج ما نگذشته بود که در برابر رفتارهای عیسی حیرت زده شدم او هیچ گاه به احساسات و عواطف زنانه من توجهی نمی کرد گویی من کوهی از احساس بودم و او دیواره ای از سنگ! اوایل خیلی تلاش کردم تا سردی عاطفه ها را نابود کنم اما تلاش های من تنها آب در هاون کوبیدن بود از سویی دیگر نیز بی مسئولیتی و تعهد نداشتن او به خانواده آزارم می داد. عیسی شغل ثابتی هم نداشت و هر از گاهی درحالی به دنبال شغل جدیدی می گشت که چندین ماه بیکار می شد همه این اتفاقات در حالی رخ می داد که من در خانواده ای مرفه بزرگ شده بودم و طاقت فشارهای مالی را نداشتم به همین دلیل در یک فروشگاه مشغول کار شدم تا بخشی از هزینه های زندگی را تامین کنم این موضوع شرایط را بدتر کرد به طوری که او دیگر سرکار نمی رفت و چشمش به دست من بود. عیسی گاهی لوازم خانه و طلاهایم را می فروخت و دیگر اجاره منزل را هم پرداخت نمی کرد. در این شرایط بود که با حالت قهر به منزل پدرم بازگشتم و چند ماه کنار پدرومادرم زندگی کردم. در همین روزهای تنهایی و در یکی از شبکه های اجتماعی تلفن همراه با جوانی آشنا شدم که وانمود می کرد عواطف و احساسات مرا درک می کند بارها همدیگر را دیدیم و با هم رابطه شوم داشتیم درحالی که هر روز ارتباط من با آن جوان نزدیک تر می شد ناگهان همسرم با یک جعبه شیرینی برای عذرخواهی از من آمد او به اشتباهاتش پی برده و قصد دارد گذشته را جبران کند اما اکنون ...

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.