تامین اجتماعی
تامین اجتماعی بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1398/01/28
شماره 1249 - تاریخ 1398/01/28
آخرین اخبار
اختصاص ۱۸۰۰ میلیارد تومان اعتبار برای پرداخت تسهیلات به سیل زدگان کشور
بازگشایی تقاطع" آبشناسان – کوهسار"در غرب تهران
میدان قدس "گذر سلامت" می شود
برون سپاری ماموریت های غیر حاکمیتی نهاد ناظر صنعت بیمه
رمز یکبار مصرف را از «بام» فعال کنید
اعلام ساعات کار شعب بانک آینده در نیمه اول سال 1398
پرداخت ٥ هزار میلیارد ریال تسهیلات بانک کارگشایی در سال 97
برنامه های بورس کالای ایران در نمایشگاه بورس، بانک و بیمه
حضور فعال و گسترده بیمه ایران در نمایشگاه بین‌المللی بورس، بانک و بیمه
امکان کشف روزانه قیمت محصولات پتروشیمی با معاملات گواهی سپرده کالایی
تسهیلات افق موسسه اعتباري ملل تمدید شد
حمایت از اتحادیه سراسری گیاهان دارویی برای رونق تولید و توسعه اقتصادی بخش کشاورزی
کدام کشورها بزرگترین ذخایر نفت جهان را دارند؟
محور ایلام به مهران برای ورود زائران اربعین حسینی ایمن سازی می شود
تقدير استاندار ايلام از اقدامات و خدمات‌رساني سازمان راهداري و حمل و نقل جاده‌اي در سيل اخير
رئیس قوه قضائیه: مردم نگران جبران خسارات سیل نباشند
نفوذ پیامک‌های تبلیغاتی به سیستم هشدار در بحران!
علوی: وزارت اطلاعات از مردم و برای مردم است
چینی‌ها پای حرف خود می‌ایستند؟
با لغو مصوبه برج باغ 2 هزار باغ باقی مانده شهر تهران حفظ شد
رحیمی: تلاش برای منتفی کردن CFT و پالرمو موضع دشمنان را تقویت می‌کند
باشگاه مشتریان بانکداری شرکتی در بانک مسکن بزرگتر شد
خروج از چالش بیکاری با حمایت از تولید داخلی
منبع جدیدی که جای نفت ونزوئلا را می‌گیرد
امضای یادداشت تفاهم‌نامه همکاری‌های نظامی بین ایران و عمان
طرح تقویت جایگاه سپاه و لایحه مدیریت حوادث غیرمترقبه؛ دستور کار هفته آینده مجلس
آخرین نتایج "جشنواره عیدانه ناواکو" اعلام شد
دستور مدیرعامل بانک ملت برای افزایش کمک به سیل زدگان خوزستانی
سفره‌های آب زیرزمینی هنوز تشنه‌اند
برای علیرضا داودنژاد و "مصائب شیرین‌"اش
قطع همکاری "پروفسور" با پرسپولیس؟/ برانکو: بعداً خواهیم دید چه می‌شود
رکورد شکنی مرکز ارتباط ملت در پاسخگویی به مشتریان
ارایه انواع خدمات بانکی در همراه بانک پاسارگاد
حمایت از سیل‌زدگان استان ایلام از اولویت‌های بانک توسعه تعاون است
افزایش نقدشوندگی بازار بدهی با عملیات بازار باز
خرید شارژ تلفن همراه با تکانک بانک سینا
بیمه پایه یک میلیون مددجوی شهری به بیمه سلامت واگذار شد
راهبردهای بازسازی و تعمیر منازل مددجویان آسیب‌دیده از سیل اعلام شد
لوح تقدیر همایش سراسری رضایت‌مندی مشتری به ایرانسل رسید
دورخیز بانک صادرات ایران برای «جهش بزرگ»
​کارگاه طراحی پوستر با موضوعات نظام بانکی و خدمات بانک صادرات ایران برگزار می‌شود
کمک نقدی ٢٥ میلیارد ریالی مشتریان و کارکنان بانک صادرات ایران به مناطق سیل زده
تبادل اطلاعات بین دستگاه های مرتبط باید بی واسطه و برخط باشد
بازنده اصلی سیاست‌های شتابزده اقتصادی مردم هستند
خودروسازان قیمت تولیدات شان را به حاشیه بازار نزدیک کنند
کوچک تر شدن سفره های مردم؛ پیامد بی تدبیری مسؤولان
افزایش حقوق‌ها با ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی قابل جبران است
تقاضا برای خرید خودرو در سال 98 کاهنده خواهد بود
اقتصاد را به سوی رقابت پذیری هدایت کنیم
دستیابی به تراز تجاری مطلوب با دیگر کشورها؛ منوط به رونق تولید
کد خبر: 167628 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱/۲۶ - 13:44
اگر زنم جایی کار کند باید طلاق بگیرد...

اگر زنم جایی کار کند باید طلاق بگیرد...

مرد جوان که بعد از 10 سال زندگی مشترک دادخواست طلاق همسرش را به دادگاه تقدیم کرده بود، علت این تصمیم را مخالفت با کار کردن همسرش اعلام کرد.

نوآوران آنلاین-

شغل زن بسته‌بندی جعبه در خانه بود، کاری که فقط 100 هزار تومان برایش درآمد داشت. ظهر یکی از روزهای آخر آبان که تهران هوایی بسیار سرد را تجربه می‌کرد در یک کوچه باریک پردرخت، زنگ خانه «عذرا» به صدا درآمد. زن جوان تصور کرد که از شرکت بسته‌بندی جعبه‌های کادو، برای تحویل سفارشات جدید آمده‌اند.

اما از حرف‌های پسر خردسالش دریافت که مأمور ابلاغ دادگستری برایش احضاریه‌ای آورده است، برگه‌ای که نشان می‌داد شوهرش درخواست طلاق داده است.
بعد از دو هفته، زوج جوان در شعبه 244 دادگاه خانواده حاضر شده بودند. به محض ورود آنها قاضی Judge «حمیدرضا رستمی» اسمشان را خواند و سپس رو به «ناصر» همسر زن جوان کرد و گفت:«چه اتفاقی افتاده که بعد از یک دهه زندگی مشترک تصمیم گرفتید همسرتان را طلاق دهید؟»
مرد که قدری چاق بود و بسختی می‌توانست خود را جا به جا کند، جواب داد:« دوست ندارم زنم کار کند. یک سال است این حرف را می‌زنم ولی گوشش بدهکار نیست. آخر این هم شد، کار؟ از خروس خوان تا بوق سگ در خانه جعبه درست می‌کند، اما دریغ از یک ریال عایدی. دم ظهر که از سر کارم به خانه می‌آیم، دینگ! زنگ خانه را می‌زنند و دو مرد قوی هیکل با کلی کاغذ و پارچه و سطل چسب به خانه من می‌آیند و ده بیست تا جعبه را برمی‌دارند و می‌روند... آقای قاضی من نخواهم زنم کار کند باید چه کار کنم؟»
قاضی جواب داد:« شغل خودتان چه هست؟» ناصر دوباره گفت:«من مشاور املاکی هستم. الان یکی دو سال است خرید و فروش و اجاره راکد شده، درآمد من هم کمتر شده. من نه پدر پولدار دارم و نه پدرزن پولدار. از همان وقت ایشان شروع کرده به غر زدن. خب ندارم. چه کنم؟ خاله من در شمال شهر زندگی می‌کند. آنجا پرتقال می‌خرد 13 هزار تومان، من پایین شهر از وانتی می‌خرم سه هزار تومن. اما دست خالی به خانه نمی‌روم. صد بار گفتم؛ خانم کم می‌خوریم گرد می‌خوابیم. منت کسی را نمی‌کشیم.»
عذرا نگاهی به همسرش کرد و با نیشخند گفت:«تو کم می‌خوری؟!»
ناصر هم به تندی جواب داد:«آقای قاضی، زنم راست می‌گوید، من تا دو تا بشقاب نخورم از سر سفره بلند نمی‌شوم. عدس پلو اگر گوشت چرخ کرده نداشته باشد لب نمی‌زنم. از سیر تا پیاز خانه را خودم می‌خرم. اما خلق و خوی من هم همین است؛ دوست ندارم همسرم کار کند. صد بار گفته‌ام از این جعبه‌سازی چقدر درمی آوری؟ من خودم آن را می‌پردازم. خیال می‌کنم به جای 800 هزار تومان، 900 هزار تومان اجاره داده ام. اما از این گوش می‌گیرد و از آن یکی در می‌کند. مرد هم مردهای قدیم...»

وقتی سکوت در اتاق سایه انداخت، زن به حرف آمد و با آرامش گفت:«آقای قاضی، مشکل ما این 100 هزار تومان درآمد و کار من نیست. این آقا پیش همه خوش اخلاق است جز پیش من. 10 سال است ازدواج کرده ایم، اما هنوز ودیعه اجاره ما از 10 میلیون تومان بالاتر نرفته. خودش هم که درآمد حسابی ندارد.

اجازه هم نمی‌دهد من کار کنم؟ بنابراین تصمیم گرفتم در خانه کار کنم تا حرف و بحثی هم پیش نیاید. باور کنید همین شندرغاز هم با هزار منت و دردسر به ما می‌پردازند، اما من تحمل می‌کنم تا بتوانم پسرم را یک بار شهر بازی ببرم یا اگر اسباب بازی خواست برایش بخرم.»
لحظه‌ای سکوت کرد و ادامه داد:«یک روز می‌گوید درآمدت را چه کار می‌کنی؟ یک روز می‌پرسد چرا تلگرام Telegram داری؟ یک روز می‌گوید چرا با تلگرام وقت تلف می‌کنی؟ خب من چه کار کنم، وقتی که معلم مدرسه درس‌ها را با تلگرام به اطلاع والدین می‌رساند؟»
قاضی که متوجه شده بود مشکل مهمی در میان زوج جوان نیست، آنها را به مدارا و همدلی دعوت کرد و تأکید کرد با مشاوره و ریش سفیدی بزرگترها مشکلات را رفع کنند و به خانه برگردند. اما مرد گفت:«شاید حرف‌های من درست نباشد، اما من دوست ندارم زنم کار کند. دوست ندارم سرش به گوشی باشد. دوست ندارم زیر منت زن باشم!»
قاضی نگاهی به پرونده آنها انداخت و گفت:«ظاهراً مهریه همسرتان 5 سکه طلا و یک سفر زیارتی است. بعلاوه اجرت المثل سال‌های زندگی که به ایشان باید بپردازید. از آنجایی که هنوز با هم زندگی می‌کنید بحث نفقه هم ظاهراً ندارید.» اما ناصر بلند شد و جواب داد:«فکر می‌کنم حدود 30 میلیون تومانی باید بپردازم. البته نمی‌توانم همه آن را یکجا بپردازم.» قاضی هم تأکید کرد که با هم به توافق برسند و با معرفی داور نظر آنها را ضمیمه پرونده کنند تا رأی لازم را صادر کند. قبل از آنکه زن و شوهر از دادگاه خارج شوند، عذرا به سمت میز محکمه آمد و گفت:«می دانید چرا فقط 5 سکه مهریه‌ام کرد؟ چون تازه طلاق گرفته بودم و به حرف‌هایش اعتماد کردم. فکر می‌کردم در ازدواج اولم بدشانسی آورده‌ام». ناصر هم رو به همسرش گفت:«من هم به خاطر تو قید خانواده‌ام را زدم و بدون اجازه آنها ازدواج کردم. حتی نتوانستم یک بار لباس دامادی تنم کنم.»
قاضی درحالی که از زن و شوهر جوان می‌خواست تا در این باره بیشتر فکر کنند آنها را به داور ارجاع داد.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.