تامین اجتماعی
بانک مهر اقتصاد
روزنامه نوآوران - 1397/09/19
شماره 1171 - تاریخ 1397/09/19
آخرین اخبار
دولت از طریق جیره بندی سه دهک پایین را نجات بدهد
محدودیت در سقف تراکنش های بانکی شفافیتی ایجاد نمی کند
عشق و خیانت در سرزمین شیرها/ «شیرشاه» چگونه به قدرت رسید
مضرات «ایبوپروفن» برای مبتلایان به آرتروز روماتوئید
خواص لوبیا قرمز برای لاغری، قلب و گوارش
چاقی موجب افزایش ریسک سرطان رحم می شود
نشست چهل سال با رسانه ها با عنوان رسانه ها و پیشرفت اقتصادی در فرهنگسرای رسانه
ارتباط مصرف شیرینی و افزایش ریسک بیماری قلبی
مصوبه کمک ۵۰۰ میلیون یورویی مربوط به دارو و تجهیزات پزشکی است
مراقب جراحی های غیرقانونی زیبایی باشید
با فرهنگ سفر کنیم
زندگی مردم را درست نشان دهیم/ سلام من را به عطاران برسانید!
«مارموز» جای «آستیگمات» را می‌گیرد/ «خانم یایا» از سرگروه می رود
مصدومیت 10 نفر براثر واژگونی مینی‌بوس در سه راه افسریه
مقابله جدی پلیس با مجرمان در محیط‌های فرودگاهی
مصدومیت دو کارگر بر اثر ریزش آوار یک خانه در حال ساخت
بررسی فروش ریالی نفت در بورس انرژی
مرگ راننده کامیونت در اتاقک متلاشی شده خودرو
اکران ۳ فیلم جدید از روز چهارشنبه
مستند زندگی هاشمی رفسنجانی توسط سفیر فیلم آماده شد
عرضه قسمت هشتم «ممنوعه» با شعار «ممنوعه، ممنوع نیست»
موزه هنرهای معاصر اهواز سالن عروسی شد/دزدی از انجمن هنرهای تجسمی خوزستان و تلنبار شدن گنجینه موزه
افزایش غلظت آلاینده‌های هوای تهران طی فردا
توصیه‌های ۵ روزه هواشناسی کشاورزی
تاثیر نمک بر نامنظم شدن ضربان قلب
کشف ۳۹۴ کیلو تریاک از شرق و غرب تهران
چهارشنبه سامانه بارشی وارد ایران می‌شود
توزیع ۱۲۰ نوبت غذای گرم در مهدهای مناطق حاشیه‌ای
جمع‌آوری مخازن زباله پایتخت
تالاسمی‌ها نباید بابت دارو، پول بپردازند
رتبه اول ایران در اتلاف آب
هیچ خط تولید دارویی نباید تعطیل شود
واریز مبلغ «بسته حمایتی» به حساب مستمری‌بگیران تأمین اجتماعی تا هفته آتی
اسکلت‌هایی که در ساحل می‌دوند!
داریوش طلایی: متاسفانه گرفتار مدرک‌گرایی شدیم
راه «عمره» باز می‌شود؟
نخستین ایستگاه یادگیری مجازی ایرانسل افتتاح شد
ایران اکسپو، کمک شایانی به بازاریابی محصولات ایرانی می‌کند
«زار» مثل بیماری قند می‌ماند!
احمدرضا دالوند درگذشت
انتقاد ستاره اسکندری از بی‌مهری تلویزیون به تئاتر
طیبی و توکلی کاندیدای برترین فوتسالیست جهان شدند
آشوب‌گران، جشن قهرمانی هواداران ریورپلاته را به هم زدند
تقاضا برای شرکت در نمایشگاه ایران اکسپو 2018، چشمگیر بود
حسن‌زاده: با تخلفات بازی سپاهان-پرسپولیس به شدت برخورد می‌کنیم
دیدار مسوولان فدراسیون فوتبال کلمبیا با کی‌روش در اروپا
باوجودمشکلات فراوان، درموسسه کاسپین ساختارسازی کردیم
دماوند، علم‌کوه و سبلان زیر فشار مضاعف کوهنوردی
پولی شدن نسخ الکترونیک در داروخانه‌ها خلاف است
تبدیل تهدید به فرصت در فضای مجازی با ارتقای سواد رسانه ای
کد خبر: 116218 | تاریخ : ۱۳۹۶/۸/۲۳ - 21:09
یک روز قبل از اینکه برم خواستگاریش چشمم یک دختر دیگه را گرفت

یک روز قبل از اینکه برم خواستگاریش چشمم یک دختر دیگه را گرفت

با هزار بدبختی از هفت‌خان رستم رد شدم و به استخدام یک شرکت دولتی درآمدم. از شادی در پوست خودم نمی‌گنجیدم و پدر و مادرم هم خیلی خوش‌حال بودند. کار و بارم خیلی زود رونق گرفت. موقعیت شغلی خوبی پیدا کردم و همه‌چیز بر وفق مراد پیش می‌رفت.

نوآوران آنلاین-دو سال گذشت و در این مدت، پس‌انداز خوبی جمع کردم. پدر و مادرم انتظار می‌کشیدند هرچه‌سریع‌تر مرا در رخت دامادی ببینند. من هم ریش و قیچی را سپردم دست خودشان. با پیشنهاد مادرم، به خواستگاری مریم دختر یکی از اقوام رفتیم. چند روز پس از خواستگاری‌، در حالی که خانواده‌ام آماده می‌شدند برای جلسه نهایی و قرار و مدار ازدواج به خانه پدر این دخترخانم بروند، به طور اتفاقی، با دختری دانشجو که سمیرا نام داشت آشنا شدم و یک دل نه، صد دل عاشقش شدم. من که دیگر نمی‌خواستم با دختر فامیلمان زندگی کنم، آب پاکی را روی دست پدر و مادرم ریختم و با بهانه‌های واهی و تهمت‌های ناروا، گفتم فعلا قصد ازدواج ندارم.

خانواده‌ام از این اتفاق شوکه شده بودند و از ترس آبرویشان، سعی می‌کردند با گفت‌وگو و نصیحت مرا سر عقل بیاورند ولی تلاششان فایده‌ای نداشت. موضوع خواستگاری از دختر فامیلمان به هم خورد و بعد از چند ماه، با وجود مخالفت پدر و مادرم، به خواستگاری دختر دانشجویی که دلم را به او باخته بودم رفتیم.

بالأخره با سماجت زیاد، به خواسته دلم رسیدم و با دختر رؤیاهایم ازدواج کردم. حدود سه سال از این ازدواج نافرجام گذشت. همسرم و برادرش عشق خارج از کشور بودند. آن‌ها با حرف‌های پرت و پلا ذهن مرا هم درگیر کرده بودند. من نیز با خیالی خام، خودم را برای یک زندگی رؤیایی در آن طرف مرزهای کشورم آماده می‌کردم. با این وضعیت، تحت تأثیر حرف‌های خانواده همسرم، همه پس‌اندازم را دادم تا به خارج بروم و از شغل نازنینم هم با این بهانه که درآمد ناچیزی دارد استعفا کردم.

بدون مشورت با خانواده، عازم سفر خارج شدم. قرار بود یکی‌دوماه آنجا بمانم و پس از آنکه کارم جور شد، بیایم و همسرم را ببرم اما در این سفر بازنده شدم چون پولم را خرج کردم و دست‌از‌پادرازتر برگشتم.

وقتی آمدم، تازه فهمیدم چه کلاهی سرم رفته است. همسرم گیج می‌زد و فکر می‌کنم با پسری در ارتباط بود. او وقتی فهمید پولی برایم نمانده است، دادخواست طلاق داد و به راحتی یک آب‌خوردن طلاق گرفت و احساسات مرا به لجن کشید. بعد از این شکست، به مواد مخدر  آلوده شدم و داشتم در منجلاب اعتیاد دست و پا می‌زدم که برادرم به دادم رسید و تحت درمان قرار گرفتم.

شب و روزم شده است «ای‌کاش‌»های بیهوده‌ای که مدام بر زبان می‌آورم. می‌خواهم زندگی‌ام را سرپا کنم و آن را دوباره بسازم.

کانال تلگرام

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.